فرهنگ لغت علوم قسمت الف(33)

فرهنگ لغت علوم قسمت الف

1- آب‌زي: هر جانور يا گياهي كه در آب زندگي مي‌كند.

2- آب‌شش: اندام تنفسي جانوران آب‌زي.

3- آبسه: Abces دمل.

4- آسم: تنگ نفس، يكي از بيماري‌هاي دستگاه تنفس.

5- آذرخش: رعدو برق، صاعقه.

6- آكتيو: Actif فعال، كاري، پركار.

7- آكتيويته: Activite فعاليت، اثر، پركاري.

8- آلاينده: آلوده كننده.

9- آلترناتيو: جريان متناوب الكتريسيته.

10- آلوتروپ: شكل‌هاي مختلف يك عنصر با خواص فيزيكي مختلف را آلوتروپ‌هاي آن عنصر مي‌نامند.

11- آلياژ: مخلوطي از دو يا چند عنصر.

12- آناتومي: كالبد‌شناسي، علم تشريح بدن.

13- آنتي: ضد.

14- آنتي كاتد: صفحه‌اي كه در لوله‌ي اشعه‌ي كاتدي در مقابل كاتد قرار مي‌گيرد و اشعه‌ي ايكس از برخورد اشعه‌ي كاتدي به آن توليد مي‌شود.

15- آند: قطب مثبت پيل‌هاي الكتريكي يا باتري يا قطبي كه در ستگاه‌هاي الكتروشيميايي الكترون از آن خارج مي‌شود.

16- آمپراژ: جمع آمپر، واحد شدت جريان الكتريكي.

17- آمپرسنج: يا آمپرمتر، دستگاهي كه شدت‌جريان الكتريكي را اندازه مي‌گيرد.

18- آمينو اسيد: واحد سازنده پروتئين‌ها

19- ابداع: نو‌آوري، كار تازه كردن، چيز جديد آوردن.

20- اربيتال: فضايي كه احتمال حضور الكترون در آن فضا از جاهاي ديگر بيشتر است.

21- اتم: ذره بسيار كوچكي كه واحد ساختاري هر عنصر است.

22- اتمسفر: جو، مجموعه گازهايي كه اطراف كره زمين را فرا گرفته است. يكي از واحدهاي فشار كه معادل 76 سانتي‌متر جيوه است.

23- ارگانيسم: مجموع اندام‌هاي بدن يك موجود زنده، پيكر.

24- اسيد چرب: واحد سازنده چربي‌ها.

25- اشعه‌ي ايكس: شكل پرقدرتي از امواج الكترومغناطيسي كه مي‌تواند از بسياري از اجسام عبور كند. امواج الكترومغناطيسي با طول موج بسيار كم كه از برخورد اشعه‌ي كاتدي به يك مانع توليد مي‌شود.

26- اشعه‌ي گاما: امواج الكترومغناطيسي قوي و مخربي كه بار الكتريكي ندارد و از بسياري از اجسام عبور مي‌كند.

27- اشعه بتا: قسمتي از تشعشعات راديواكتيو كه از جنس الكترون است.

28- اشعه آلفا: (آلفا-Ray ) قسمتي از اشعه راديواكتيو كه داراي بار الكتريكي مثبت و از جنس هسته اتم‌هاي هليم است.

29- اشعه كاتدي: امواج الكترومغناطيسي كه بر اثر اعمال ولتاژ زياد بر صفحه فلزي در دستگاه معين توليد مي‌شود.

30- اشعه‌ي ماوراء‌بنفش: امواج نامريي الكترومغناطيسي كه در نور خورشيد وجود دارد و سبب آفتاب سوختگي مي‌گردد.

31- اعداد جادويي: هسته عناصري كه عدد جرمي آن‌ها يكي از اعداد 2، 8، 14، 20، 28، 50، 82، يا 126 است از پايداري قابل ملاحظه‌اي برخوردارند. اين اعداد را اعداد جادويي اتم ناميده‌اند.

32- اكسيد: (oxyde) تركيب هر عنصري با اكسيژن مانند اكسيد آهن.

33- اكسيداسيون: (oxydation) عمل اكسيد كردن، عمل تركيب هر عنصري با اكسيژن.

34- الكتروليت: (Electrolyte) ماده مركب رساناي مايعي كه بر اثر جريان الكتريسيته تجزيه شود.

35- الكتروموتور: (Electromoteur) يا موتورالكتريكي، دستگاهي كه جريان الكتريكي را به مكانيكي تبديل مي‌كند.

36- الكترون: ذره بسيار كوچكي در اتم كه بار منفي دارد و به دور هسته اتم در گردش است.

37- الكترود: هر قطب الكتريكي.

38- الكتروشيمي: علم مطالعه‌ي رابطه‌ي بين شيمي و الكتريسيته.

39- الكتروليز: تجزيه مواد مركب به صورت محلول يا مذاب بر اثر عبور جريان الكتريسيته (DC)

40- الكتريسيته مالشي: الكتريسيته‌اي كه از مالش دادن ميله لاكي يا شيشه‌اي به پشم پديد مي‌آيد.

41- انرژي: عاملي كه براي انجام هر كاري لازم است.مانند گرما، نور، الكتريسيته، ...

42- انرژي پتانسيل: انرژي ذخيره شده‌اي كه ناشي از تغيير وضعيت يا شكل يك شئي است.

43- انرژي جنبشي: انرژي حركتي كه سرعت و جرم جسم آن را تعيين مي‌كند.

44- انرژي پيوند هسته‌اي: مقدار انرژي آزاد شده به هنگام تشكيل هسته از پروتون‌ها و نوترون‌هاي آن.

45- انرژي يونيزاسيون: مقدار انرژي لازم براي جدا‌كردن سست‌ترين الكترون از يك‌اتم يا از يك‌ملكول يا از يك‌يون.  

46- اندوسكپ: وسيله‌اي است كه پزشكان را قادر مي‌سازد تا درون بدن بيمار، مثلا" داخل معده، شش‌ها، مثانه، رحم، مفاصل زانو را ببينند و به وجود بيماري يا اختلالات ديگر پي ببرند.

47- انسولين: هورموني كه لوزالمعده ترشح و به داخل‌خون مي‌ريزد، نبود آن توليد بيماري‌قند (ديابت) مي‌كند.

48- انگل: يك موجود زنده كوچك كه در درون بدن يك موجود زنده بزرگ‌تر زندگي، رشد و توليدمثل مي‌كند.

49- ايزوالكترون: ذراتي كه تعداد الكترون آن‌ها با هم برابر است.

50- ايزوبار: اتم‌هايي كه عدد جرمي آن‌ها با هم برابر است.

51- اوريون: بيماري ميكروبي غدد بزاقي بناگوشي.

52- اورانوس: (Uranus) هفتمين سياره منظومه شمسي كه به گرد خورشيد در گردش است.

53- اورانيوم: عنصري با عدد اتمي 92 كه از آن به عنوان سوخت براي راكتورهاي هسته‌اي و بمب اتمي استفاده مي‌شود.

54- ايزوتوپ: شكل‌هايي از اتم‌هاي يك عنصر كه از نظر تعداد نوترون‌ها با هم تفاوت دارند. با عدد اتمي يك‌سان و عدد جرمي متفاوت.

55- ايزوتون: اتم‌هايي كه عده نوترون آن‌ها مساوي است.

 

در مورد ويتامين‌ها(32)

    در مورد ويتامين‌ها   

        ويتامين‌ها در مقايسه با ساير تركيبات آلي، با مقادير بسيار كم عمل مي‌كنند و با آن كه از نظر انرژي‌زايي و همانند‌سازي عملا" نقشي ندارند. صددرصد براي رشد و نمو و تناسب اعمال حياتي جانوران ضروري هستند. هر چند كه مقادير لازم آن‌ها بسيار كم است، نبود و حتي كمبودشان در غذا اختلالات شديدي كه اغلب مرگ‌آورند، ايجاد مي‌كند. اين بيماره‌ها را "بيماري بي‌ويتاميني" مي‌نامند.

     ويتامين‌ها از ابتدا به دو دسته محلول در آب و محلول در چربي تقسيم كرده بودند و اين تقسيم‌بندي هنوز هم به كار مي‌رود.

    1-  ويتامين C

     اين ويتامين ضد بيماري اسكوربوت است. يك اسيد آلي به فرمول C6H8O6 به نام اسيد‌اسكوربيك مي‌باشد. اين ماده در مجاورت هوا و در حرارت‌هاي بالا، و در محيط بازي خيلي زود خراب و غير فعال مي‌شود. در ميوه‌ها و سبزي‌هاي خشك شده از بين مي‌رود. نقش آن تشكيل ماده‌ي بين سلولي بافت‌هاي جدار مويرگ‌ها، استخوان‌ها، دندان‌ها و بافت‌هاي پيوندي است. و ... ويتامين C  در ميوه‌ها، سبزي‌هاي تازه، ليموترش، پرتقال، گوجه‌فرنگي و كلم فراوان است. در غذاهاي حيواني مانند كبد، كليه، مغز، گوشت و شيرخام بيشتر يافت مي‌شود. نياز بدن يك ميلي‌گرم براي هر كيلوگرم وزن بدن در روز است.

     ويتامين‌هاي گروه B: (B1 يا تيامين،  B2يا ريبوفلاوين، B3 يا نياسين يا PP ،B5  يا اسيد پانتوتنيك، B6 يا پيريدوكسين، ويتامين بيوتين يا H ،  B9 يا اسيد فوليك، B12 يا سيانوكوبالامين )

     2- ويتامين B1 يا تيامين: ضد بيماري بري‌بري است. يك ماده آلي نيتروژن‌دار است با فرمول C12H17ON2S. در غذاهاي جوشيده از بين مي رود. و در ميوه و سبزي‌هاي خشك شده بيشتر غير فعال مي‌گردد. ويتامين B1 در تنظيم متابوليسم گلوسيدها شركت مي‌كند. و از عوامل اصلي انتقال جريان عصبي در سيناپس‌ها است. اين ويتامين در مخمر آبجو، حبوبات، اسفناج، برگ ترب و جعفري يافت مي‌شود. در غذاهاي حيواني مانند زرده تخم‌مرغ، جگرخام، دل و گوشت داراي مقدار بيشتري از اين ويتامين هستند. نياز بدن در يك فرد بالغ دو ميلي‌گرم در روز است.

     3- ويتامين B2 يا ريبوفلاوين: اين ويتامين نسبت به اكسيژن و حرارت بسيار مقاوم است. نسبت به نور و مواد بازي حساس و بر اثر خشك كردن ميوه‌ها و سبزي‌ها از بين مي‌رود. كمبود آن، در متابوليسم پروتيدها و گلوسيدها اختلال حاصل مي‌شود. در كبد، كليه پستانداران، تخم‌مرغ، شير، مخمرآبجو، اسفناج و جعفري مقدار زيادي از اين ويتامين هستند. نياز روزانه دو ميلي‌گرم است.

     4- ويتامين B3 يا نياسين يا اسيدنيكوتينيك يا PP: اين ويتامين ضد بيماري پلاگر است. پلاگر بيماري پوستي خاصي است كه در قسمت‌هايي از پوست كه در مجاورت هوا و آفتاب قرار مي‌گيرند، مشاهده مي‌شود. در غذاهاي فوق وجود دارد. نياز روزانه 12 تا 18 ميلي‌گرم در روز است.

     5- ويتامين B5 يا اسيد پانتوتنيك: در بدن ساخته مي‌شود. اين ويتامين در مخمرآبجو، زرده ‌تخم‌مرغ، جگر گاو، گوساله، كليه، قلب گاو، قارچ و سبزي مي‌توان يافت. نياز بدن روزانه 5 تا 10 ميلي‌گرم است.

     6- ويتامين B6 يا پيريدوكسين: فقدان آن ايجاد بيماريي مي‌كند كه عوارض آن شبيه پلاگر است. در مخمر آبجو، جوانه غلات، كبد، تخم‌مرغ و شير فراوان است. مقدار احتياج روزانه به آن در فرد بالغ 2 ميلي‌گرم است.

     7- ويتامين بيوتين يا H: اين ويتامين در تغييرات شيميايي گلوسيدها شركت مي‌كند. در كبد، گوشت ماهي، شير، تخم‌مرغ، مخمرآبجو، غلات و حبوبات. نياز روزانه يك صدم ميلي‌گرم است.

     8- ويتامين B9 يا اسيد فوليك: در ساختن گلبول‌هاي قرمز به وسيله مغز استخوان وارد عمل مي‌شود. در برگ گياهان سبز، بخصوص اسفناج، خيار، مخمرآبجو، كبد، كليه و عضلات فراوان است. در روده بزرگ ساخته مي‌شود.

     9- ويتامين B12 يا سيانوكوبالامين: در ساختمان ملكولي اين ويتامين فسفر و كبالت وجود دارد. در كبد، كليه، عضلات، زرده تخم‌مرغ، شير، مخمر آبجو يافت مي‌شود. احتياج روزانه 1 تا 2 هزارم ميلي‌گرم است.

     10- ويتامين A يا اگزروفتول: اين ويتامين ضد بيماري "خشكي قرنيه چشم" و در عين حال ويتامين نمو است. كمبود آن نيز باعث شب‌كوري مي‌شود. فرمول خام آن C20H29OH است. دماي 120 درجه سانتي‌گراد را تحمل مي‌كند و در مجاورت اكسيژن و بر اثر نور اكسيد شده و غيرفعال مي‌گردد. گياهان و ميوه‌هاي خشك قسمت عمده ويتامين خود را از دست مي‌دهند. اين ويتامين در خون و تمام بافت‌ها وجود دارد، كبد محل تمركز و ذخيره آن است. ويتامين A منحصرا" در عذاهاي حيواني مثل كبد، زرده تخم‌مرغ، شير و كره وجود دارد. اما در غذاهاي گياهي مانند هويج، گوجه‌فرنگي، اسفناج و كاهو به صورت پيش ويتامين به نام كاروتن (كاروتن ماده زرد رنگي است كه اغلب با كلروفيل در گياهان وجود دارد.) وجود دارد. كاروتن در روده تبديل به ويتامين A مي‌شود. ويتامين E عمل ويتامين A را تقويت مي‌كند. احتياج روزانه 5000 "واحد بين‌المللي" است.

     11- ويتامين D يا كلسيفرول: اين ويتامين ضد بيماري راشيتيسم (نرمي استخوان) است. از چند نوع پيش ويتامين به وجود مي‌آيد. (به نام‌هايD1.D2.D3.D4… )با تابش نور خورشيد (اشعه فوق بنفش) به قسمت‌هاي سطحي پوست، ويتامين D به وجود مي‌آيد. فرمول خام آن براي ويتامين D2 : C28 H43اثر كمبود فسفر و كلسيم OH  و براي D3 : C27 H43 OH است. ويتامين D نسبت به حرارت و اكسيژن مقاوم است و بر اثر حرارت از بين نمي‌رود. متابوليسم فسفر و كلسيم را تنظيم مي‌كند. در نبود اين ويتامين كلسيم از استخوان‌هاي گرفته شده به خون داده مي‌شود در نتيجه استخوان‌ها نرم و دفع كلسيم از خون افزايش مي‌يابد. فقط در كبد، زرده تخم‌مرغ، كره، مخمرآبجو و شير داراي مقدار كمي ويتامين D هستند. نياز روزانه يك دهم ميلي‌گرم است.

     12- ويتامين E يا توكوفرول: عمل ويتامين E در انسان هنوز به خوبي روشن نيست. باعث تقويت اثر ويتامين A مي‌گردد. اين ويتامين به مقدار زياد در جوانه غلات، روغن آفتاب‌گردان، بادام زميني، ذرت، زيتون، و هم‌چنين در كاهو و كلم يافت مي‌شود. در كبد، زرده تخم‌مرغ و كره به مقدار كم وجود دارد. نسبت به حرارت مقاوم است. در مجاورت اكسيژن غيرفعال مي‌شود.

     13- ويتامين k يا ويتامين انعقاد خون: كمبود آن باعث مي‌شود كه خون زود منعقد نگردد. تمام گياهان سبز به خصوص اسفناج و كلم منابع بسيار غني اين ويتامين هستند. در روده به وسيله باكتري‌ها ساخته مي‌شود. مقدار نياز بدن به آن 4 ميلي‌گرم در روز است.

     همان ‌طور كه كمبود ويتامين در غذا باعث بيماري مي‌شود، مصرف زياد ويتامين‌ها نيز توليد بيماري مي‌كند. مثلا" مصرف ويتامين D زياد و به مدت طولاني، باعث رسوب كلسيم در جدار رگ‌هاي قلب و كليه‌ها، اسهال، استفراغ و انقباض‌هاي عضلاني، مي‌گردد.  

 

 

ستاره نوتروني(31)

ستاره های نوتروني

     هسته اتم از دو نوع ذره ساخته شده است. يكي پروتون و ديگري نوترون. اين دو ذره خيلي به هم شبيه هستند، به جز اين‌كه پروتون داراي بار الكتريكي مثبت و نوترون بي بار است.

     در اتم‌‌هاي معمولي، الكترون‌ها در اطراف هسته قرار گرفته‌اند. الكترون‌ها در اتم‌هاي درهم شكسته‌ي كوتوله‌هاي سفيد هم داراي بارالكتريكي هستند. اندازه‌ي بارالكتريكي موجود در الكترون درست برابر بارالكتريكي پروتون است، اما نوع آن فرق مي‌كند. حال اگر يك الكترون و يك پروتون با فشار به سمت هم رانده شوند، دو بار الكتريكي مخالف همديگر را خنثي خواهند كرد.

     اگر جرم يك ستاره در حال از هم پاشيدن بيشتر از 4/1 برابر خورشيد باشد و سرعت درهم پاشيدن به اندازه كافي باشد، همه الكترون‌ها به سمت هسته اتم رانده مي‌شوند. در اين صورت، پروتون‌ها به صورت نوترون در مي‌آيند و ستاره‌ي درحال از هم پاشيدن غير از نوترون چيز ديگري ندارد.

     اگر الكترون‌ها وجود نداشته باشند، هيچ‌چيز نمي‌تواند مانع نزديك شدن و به هم رسيدن نوترون‌ها گردد. بنابراين، ستاره‌ي در حال از هم پاشيدن به يك ستاره نوتروني تبديل مي‌شود.

     نوترون‌ها آن‌قدر كوچك هستند وقتي كه به هم برسند، ستاره نوتروني كوچكي به وجود خواهد آمد. مثلا" خورشيد كه توپ بزرگي از گاز داغ است و قطر آن به 1390400 كيلومتر است، اگر همه الكترون‌ها و پروتون‌هاي آن به نوترون تبديل شوند و تمام نوترون‌هاي آن‌ها به هم بچسبند، خورشيد به صورت يك ستاره نوتروني درخواهد آمد كه قطر آن به 6 كيلومتر هم نمي‌رسد. با اين حال هنوز هم اين ستاره جرم اوليه خود را حفظ خواهد كرد.

     كوتوله‌هاي سفيد از دگرگوني ستاره‌هايي حاصل مي‌شوند كه براي انفجار به عنوان يك سوپرنووا خيلي كوچك هستند. ستاره‌اي كه براي انجام مرحله‌ي سوپرنووا به اندازه‌ي كافي بزرگ باشد، به ستاره نوتروني تبديل مي‌شود. يعني در آينده خورشيد به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود نه يك ستاره نوتروني.

     هرچه انرژي اشعه‌هايي كه از كيهان دريافت مي‌كنيم بيشتر باشد، طول، طول‌موج آن‌ها كوتاه‌تر است و به همين جهت، يكي از اشعه‌هاي حاصل از ستاره‌هاي نوتروني از امواج خيلي كوتاهي تشكيل شده‌ است. اين اشعه، به اشعه مجهول يا ايكس ( X )معروف است. اشعه ايكس از جو زمين عبور نمي‌كند.

     يك سانتي‌مترمكعب از ستاره نوتروني جرمي در حدود 1550 ميليون تن دارد. يعني چگالي آن برابر 1550 ميليون تن بر سانتي‌مترمكعب است.

 

سوپر نووا(30)

سوپر نووا

     آلبرت انيشتين: هنگامي كه نور به طرف خارج و در جهت مخالف كشش جاذبه‌اي حركت مي‌كند، تمامي طول موج‌هاي آن كمي بلندتر مي‌شود. هرچه كشش جاذبه‌اي قوي‌تر باشد، طول موج هم بلندتر خواهد بود.

     بلندترين طول موجي كه ما مي‌توانيم ببينيم، طول موج نور قرمز است. يعني هرچه طول موج نور بلندتر شود، رنگ آن قرمزتر به نظر مي‌آيد. يا اين‌كه به سمت انتهاي قرمز طيف تغيير مكان مي‌دهد.

     اگر جرم ستاره‌اي 4/1 برابر جرم خورشيد جرم داشته باشد، به يك كوتوله سفيد تبديل مي‌شود. (4/1 برابر جرم خورشيد حد چاندراسخار نام دارد.)

     هرچه ستاره بزرگ‌تر و سنگين‌تر باشد، عمر آن كوتاه‌تر و پرماجراتر است. هرچه ستاره سنگين‌تر باشد، كشش جاذبه‌اي وارد بر مواد تشكيل‌دهنده‌ي آن بيشتر بوده و بايد حرارت بيشتري داشته باشد تا فرو نريزد. هرچه حرارت ستاره بيشتر باشد، سوخت هيدروژني آن با سرعت بيشتري مصرف مي‌شود. بنابراين، طول عمر ستاره‌هاي سنگين‌تر كوتاه‌تر از ستاره‌هاي سبك خواهد بود.

     10 ميليارد سال طول مي‌كشد تا سوخت هيدروژني ستاره‌اي مانند خورشيد تمام شود، اما ستاره‌اي با سه برابر جرم خورشيد سوخت خود را در مدت 500 ميليون سال تمام خواهد شد. اين يكي از علت‌هاي كم بودن تعداد ستاره‌هاي واقعا" بزرگ است. آن‌ها زياد عمر نمي‌كنند.

     علاوه برآن، هرچه يك ستاره سنگين‌تر باشد، هنگام تبديل به غول قرمز انبساط بيشتري پيدا مي‌كند و بالاخره با تمام شدن سوختش، با سرعت بيشتري درهم مي‌پاشد. هرچه ستاره سنگين‌تر باشد، انفجار آن هم شديدتر خواهد بود. وقتي ستاره‌اي منفجر مي‌شود، تمامي هيدروژن موجود در لايه‌هاي بيروني خود را نيز به مصرف مي‌رساند. اين كار با سرعت خيلي زياد انجام مي‌گيرد و ستاره با نور شديدي كه تا 100 هزار ميليون برابر شدت نور پيش از انفجارش مي‌رسد، مي‌درخشد و ممكن است اين كار تا چند هفته ادامه پيدا كند.    

     نوواهاي (ستاره‌هاي كوچكـ‌تر از خورشيد كه منفجر مي‌شوند) خيلي روشن از انفجارهاي واقعي ستاره‌هاي سنگيني بدست مي‌آيند كه سوپرنووا ناميده مي‌شوند.

 

 

 

كوتوله‌هاي سفيد(29)

كوتوله‌هاي سفيد

      هسته اتم علي‌رغم اندازه‌ي كوچكش، تقريبا" تمامي جرم اتم را تشكيل مي‌دهد در اطراف هر هسته يك يا چند الكترون قرار دارند كه جرم بسيار كمي دارند. الكترون‌ها به صورت لايه‌هايي در اطراف هسته قرار گرفته‌اند كه آن‌ها را پوسته‌هاي الكتروني مي‌نامند.

     وقتي دو اتم با يكديگر تماس مي‌گيرند، خارجي‌ترين پوسته‌ي الكتروني آن‌ها به يكديگر وصل مي‌شود. پوسته‌هاي الكتروني مانند سپرهايي هستند كه از نزديك شدن بيشتر اتم‌ها به يكديگر جلوگيري مي‌كنند.

     در روي زمين، كشش جاذبه‌اي آن چنان زياد نيست كه بتواند سپرهاي پوسته‌ي الكتروني را در هم بشكند. حتي در مركز زمين كه هزاران كيلومتر صخره و فلز بر روي اتم‌ها سنگيني مي‌كند، باز هم پوسته‌ي الكتروني درهم نمي‌شكند.

     اين مسئله در مورد كره خورشيد كه صدها هزار مرتبه از زمين بزرگ‌تر است و جاذبه‌اي خيلي قوي‌تر دارد، فرق مي‌كند. پوسته‌ي الكتروني اتم‌هاي واقع در مركز ستاره‌ها درهم مي‌شكنند و الكترون‌ها به جاي گردش به دور هسته، حركات هرز و نامشخصي را دنبال مي‌كنند.

     در نتيجه، هسته‌ها مي‌توانند آزاد حركت كنند. آن‌ها حتي مي‌توانند با يكديگر برخورد كرده و به‌هم به چسبند. از اين راه تغييراتي حاصل مي‌شود كه به ايجاد انرژي منجر مي‌شود. در ستاره‌ها آن‌قدر انرژي توليد مي‌شود كه مركز آن‌ها ميليون‌ها درجه حرارت داشته باشند. (دماي مركز خورشيد 15 ميليون درجه سانتي‌گراد است.) قسمتي از اين حرارت، از سطح ستاره خارج شده و در جهت‌هاي مختلف منتشر مي‌شود، و به همين دليل است كه ستاره‌ها مي‌درخشند. حرارتي كه از اين طريق ايجاد مي‌شود، ستاره را به صورت باز نگه مي‌دارد و از برخورد اتم‌ها به جز در نواحي خيلي مركزي جلوگيري مي‌كند.

     انرژي مركز ستاره‌ها از تبديل چهار هسته ئيدروژن (كوچك‌ترين اتم موجود) به هسته‌ي هليوم (كوچك‌ترين اتم بعد از ئيدروژن) به وجود مي‌آيد. در نتيجه، زماني فرا مي‌رسد كه، قسمت اعظم ئيدروژن موجود در ستاره به مصرف مي‌رسد.

     اما تا هنگام وقوع چنين اتفاقي مركز ستاره آن‌قدر گرم مي‌شود كه گرماي حاصله ذرات تشكيل دهنده ستاره را منبسط كرده و آن را به يك ستاره‌ي غول‌پيكر تبديل مي‌كند. با اين اتفاق، سطح ستاره سرد شده و رنگ آن به سرخي مي‌گرايد كه در اين هنگام آن را غول قرمز مي‌نامند.غول قرمز

     وقتي كه هيدروژن ستاره رو به اتمام است، آتش مركزي هسته به طرف لايه‌هاي نازك خارجي ستاره حركت مي‌كند. سپس اين لايه‌ها منبسط شده و به گاز تبديل مي‌شوند. و بالاخره ناپديد مي‌گردند. در اين حالت لايه‌هاي دروني كه تقريبا" تمامي جرم ستاره را تشكيل مي‌دهند، هيچ انرژيي براي گرم ماندن ندارند و جاذبه، اين لايه‌ها را به سرعت به مركز و درون كشيده و ستاره درهم مي‌پاشد. اين درهم پاشيدن با سرعت زياد انجام مي‌گيرد و كشش جاذبه‌اي آن‌چنان زياد است كه تقريبا" تمامي پوسته‌هاي الكتروني درهم مي‌شكند و هسته‌ها آن‌قدر به هم نزديك مي‌شوند كه در يك ستاره‌ي عادي امكان آن وجود ندارد.

     در چنين حالتي، ستاره تمامي مواد موجود در خود را در حجم كوچكي جاي داده است. اين ستاره اكنون يك كوتوله‌ي سفيد است. كه جرم يك سانتي‌مترمكعب از آن در حدود 350 كيلوگرم است.

     اين واقعه تا 5 ميليارد سال ديگر در مورد خورشيد اتفاق نخواهد افتاد. با اين حال، اين واقعه در مورد پاره‌اي از ستارگاني كه سوخت هيدروژني آن‌ها تمام شده بود، اتفاق افتاده است. شباهنگ ب از جمله‌ي اين ستاره‌ها است.