توليد مثل در گياهان دانه دار( توليد مثل جنسي) قسمت سوم(55)
|
توليد مثل در گياهان دانه دار( توليد مثل جنسي) قسمت سوم |
رويش دانه
دانهها را موقعي رسيده ميگويند كه وارد زندگي خفيفي شده باشد. رسيدن دانه اساسا" از بي آبي شديد اين اندام ناشي ميشود. در اين حالت ذخاير در آن انباشته ميشود و سلولها آب خود را از دست ميدهند. اتلاف آب عمدتا" به تعرق و عوامل خارجي ديگر بستگي دارد.
دانههاي رسيده به اندام بيجان شباهت دارند. اما در بعضي تنفس بسيار ضعيف وجود دارد. تركيبات ذخيرهاي موجود در آنها اندكي تغيير ميكند. هر قدر دانه در محيط خشكتري قرار گيرد زندگي آن كندتر است.پوست دانه در محيط خشك غيرقابل نفوذ، اما در محيط مرطوب قابل نفوذ ميشود.
بي آب كردن دانه و قرار دادن آنها در محيط خلاء تمام مظاهر زندگي آن را زايل ميكند ولي باعث مرگ دانه نميشود.محروم كردن دانه از هوا و آب سبب زندگي نهاني حقيقي يا خواب شبيه مرگ ميگردد.
دانهها، در حالت زندگي نهاني، نسبت به سرما، گرما و سموم مختلف مقاومت زيادي نشان ميدهند. دانه وقتي قدرت رويش خود را از دست ميدهد مرده محسوب ميشود. طول عمر دانهها بر حسب گونه و شرايط محيط تغيير ميكند. مثلا" دانههاي بيد و قهوه و كاكائو يك ماه، بادام زميني يك سال، پياز و اسفناج و لوبيا دو سال، گندم بيست و پنج سال زنده ميمانند. بطور كلي دانههاي روغني نسبت به ساير دانهها عمر كوتاهتري دارند زيرا چربيهاي موجود در آنها سريعتر فاسد ميشوند.
رطوبت باعث فعال شدن زندگي در دانه ميشود و به دنبال آن موجبات تغييرات شيميايي ذخاير موجود در آن را فراهم ميسازد.
انتقال از زندگي نهاني به زندگي فعال را رويش دانه ميگويند. رطوبت، دما و هوا از جمله شرايط لازم براي رويش دانهاند.دانهها، موقعي كه زندگي خفيفي را ميگذرانند، محتوي كمي آنزيم هستند كه به هنگام رويش فراوان و فعال ميشود. مواد ذخيرهاي موجود در دانهها تحت اثر اين آنزيمها تجزيه ميگردند. مثلا" آميلازها و مالتاز، نشاسته را به گلوكوز تبديل ميكنند.سلولازها، سلولز را به گالاكتوز و يا مانوز(در خرما)مبدل ميسازند. پروتئازها، پروتئينها را به اسيدهاي آمينه مبدل ميكنند. ليپازها، ليپيدها را به گليسرول و اسيدهاي چرب تجزيه ميكنند. مواد حاصل از اين تجزيهها به صورت تركيبات محلول به حركت در ميآيند و به طرف گياهك در حال رشد مهاجرت ميكنند.

توليد مثل غير جنسي در گياهان و جانوران
اسفنجها، هيدرها، بسياري از كرمها ميتوانند با از دست دادن قطعاتي از بدن خود، كه پس از جدا شدن از بدن مادر به افراد كاملي تبديل ميشوند، تكثير حاصل كنند. در اغلب گياهان نيز وضع به همين منوال است(قلمه زدن، خوابانيدن و...).در هيچيك از اين حالات لقاح مطرح نيست و توليد مثل به طريق غير جنسي صورت ميگيرد. اين روش نقش مهمي در تكثير بسياري از گياهان ايفا ميكند.
توليد مثل به وسيله هاگ در گياهان و جانوران
واژه "هاگ" مصداقهاي متعدد و گوناگوني دارد. يكي، سلولهاي بسيار ريزي را گويند كه ديواره مقاومي دارند.وقتي اين هاگها جاندار توليد، و به تعداد زياد توسط باد پراكنده ميشوند، اگر در شرايط مناسب مانند رطوبت و دما و غذاي كافي قرار گيرند تكثير يافته و جاندار جديدي را بوجود ميآورند.
توليد مثل به وسيله دو نيم شدن در گياهان و جانوران
جانور تك سلولي ميتواند با تقسيم شدن توليد مثل كند. باكتريها، مخمرها(جوانه زدن)، جلبكها و به وسيله تقسيم سلولي تكثير مييابند. يعني وقتي كه يك جاندار تك سلولي بطور كامل رشد ميكند، به تدريج از وسط دو نيم شده و هر تك سلول به دو تك سلول ديگر تبديل ميشوند، و منشاء جاندار جديدي ميگردند.