|
ابداع كشاورزي و دامداري و تاثير آن در پيشرفت انسان قسمت اول |
زراعت يا مزرعهداري به مفهوم توليد مواد غذايي از گياهان و جانوران اهلي، امروزه حتي در مورد كساني كه مستقيما" با كشاورزي سر و كار ندارند، چنان با زندگي روزمرهي آدميان همراه شده است، كه تصور زماني كه مردم بدون پرداختن به كار دامداري و زراعت زندگي ميكردند، بسيار دشوار است. همين ابداع و ابتكار كشاورزي كيفيت زندگي انسان را بطور كلي دگرگون كرد و تحولاتي كه با كشاورزي همراه بود، تا به امروز ادامه داشته است. بشر در تمام دورهي پيدايش خود تا حدود 10 هزار سال پيش با شكار جانوران و گرد آوردن خوردني هاي گياهي زندگي كرده بود. بنابر اين زندگي بشر در 10 هزار سال اخير كيفيت خاصي داشته است.در اين دوره است كه هيچ چيز به حالت وقفه و سكون درنيامده و همواره در حال تغيير بود و سرعت اين تغيير بيشتر و بيشتر شده است.
امروز تكنولوژي جديد كامپيوتر افراد سالمند را گيج ميكند. چون همه چيز، حتي در همان دورهي عمر يك فرد همواره در تغيير است. به يك تعبير آغاز كشاورزي هم يكي از همين جهشهاي بسيار سريع در سير تغيير و تحول بود. امروزه به دليل اينكه بسياري از ما در شهر ها زندگي ميكنيم و سرعت زندگي در شهرها بيش از آن است كه در محيطهاي روستايي مشاهده ميشود. شايد نتوانيم به خوبي حس كنيم كه ابداع زراعت و دامداري در سير تمدن بشر تا چه حد اهميت داشته است؟ اما به هر حال ميپذيريم كه اين تغيير واقعا" انقلاب بزرگي بوده است. 
در جاهايي كه اهلي كردن گياهان و اهلي كردن حيوانات انجام گرفت، تغيير بزرگي در شيوهي زندگي بوجود آمد.همهي پيشرفتهاي فني بشر، حاصل اين نحوهي زندگي بوده، كه انسان توانسته است در محلي ثابت، سكونت پيدا كند و اين امكان را، مبادرت انسان به كشاورزي يعني دامداري و زراعت، بوجود آورد.
در حدود 10 هزار سال پيش وضعيت جوي و اقليمي شديدا" در حال تغيير بود. عصر يخبندان كه ما هنوز در آن زندگي ميكنيم با دورههاي درازي از آب و هواي سرد و خشك مشخص ميشده است. اما در حدود 10 هزار سال پيش، آب و هواي سرد جاي خود را به آب و هواي گرم داد. كه با بارندگي بيشتر همراه بود.
در آغاز همين مرحله ي گرم در حدود 10 هزار سال پيش بود كه در انسان فكر و علاقه به كشاورزي را به وجود آورد. و زراعت و دامداري در سه منطقه از جهان آغاز شد. منطقهاي كه در بارهي پيدايش و تحول كشاورزي در آن اطلاعات بيشتري در دست داريم ( لوان ) در بخش شرقي مديترانه بود و اين منطقهاي است كه امروز شامل اسرائيل، فلسطين،سوريه و شمال عراق ميشود.از طرف ديگر بطور كاملا" مستقل در چين و سپس در قارهي امريكا ،در امريكاي مركزي در مكزيك و هم چنين تا اندازهاي در پرو آغاز شد.
باستان شناسان اين تغيير در شيوهي زندگي انسان از شكار حيوانات و گردآوري خوردنيهاي گياهي، به دامداري و زراعت را انقلاب"نئو ليتيك" يا دورهي نو سنگي مي نامند.
در هر يك از اين سه منطقه بين 1 تا 2 هزار سال طول كشيد تا زراعت شكل و قاعدهاي پيدا كرد. اين طور نبود كه يك نفر آن را به طور كامل در ذهن تجسم كند و بفهمد كه اگر تخم ها يا بذرهايي را بكارد سبز مي شود و به بار مينشيند بعد او مي تواند برود حاصل آن را بردارد. تصور اينكه يك فرد باهوش به اين فكر افتاده باشد درست نيست. اما باستان شناسي جديد تدريجا" تصوير نسبتا" روشنتري از وضعيت يا شرايطي ارائه ميكند كه موجب شد افرادي نخستين بار زارع يا كشاورز بشوند.

مردم رفته رفته در مييافتند كه بعضي از روشهاي زراعت نتيجهي بهتري دارد و به اين ترتيب اقتصادهاي مبتني بر كشاورزي پديد میآمد كه در آنها عناصر اصلي و اساسي در حد شايان توجهي شبيه به اقتصادهای مبتنی بر كشاورزي امروز بود. روستاهايي بوجود آمد كه ساكنان آنها از گندم و جو، مانند مردمان امروز بهره برداري ميكردند . آنها مجموعهاي از روشهاي كشاورزي را با تجربه تكميل كردند. اين روشها بعدا" به اروپا و شمال افريقا و به بسياري نقاط ديگر رفت. اين نوع زراعت در واقع تركيبي بود از كشت گياهان و در عين حال نگهداري و پرورش گوسفند و بز به عنوان مهم ترين حيوانات اهلي. بعد هم در مدتي كوتاه گاو را اهلي كردند. اين روش اوليهي كشاورزي بسيار موفقيت آميز بود. هنوز هم در بسياري از نقاط جهان به همان صورت متداول است.
اما كشاورزي در طي چند صد سال تا چند هزار سال بعد در بسياري از نقاط جهان گسترش يافت. از خاورميانه به اروپا رفت، به جزاير بريتانيا رسيد. بعدا" به آسياي مركزي رفت. وبدين ترتيب در حدود شش هزار سال پيش، بيشتر زمين هاي حاصلخيز بدست زارعان يا كشاورزان افتاد.
