ابداع الکتريسيته و تأثير آن بر پيشرفت علوم قسمت دوم
از پايان دههی 1870 تا سال 1900 ميلادی، در تکنولوژی الکتريکی، گسترشی وسيع و ناگهانی پيدا شد. بعد از تلفن، که برای اولين بار در سال 1877به کار افتاد، فنوگراف عرضه شد، که آن را اديسون اختراع کرد. اين فنوگراف همان دستگاهی است که به نوع پيشرفته آن، امروز "گرامافون"میگوييم. با دستگاه "فنوگراف" اديسون، هم گفتار و هم موسيقی را ضبط میکردند.
از سال 1875 تا سال 1895 ميلادی، بيشتر دستگاههای مبتنی بر تکنولوژی الکتريسيته، که امروز همه با آنها آشنا هستيم، اختراع شده بود: گرامافون، چراغ برق، راديو، سينما، ماشين ديکته، دستگاه پيام گير تلفن، حتی دستگاه ضبط صوت روی نوار، به صورت کامل يا ابتدايی در فاصلهی اواسط دههی 1870 ميلادی تا سال 1900 ميلادی ابداع و عرضه شده بود. اين دورهای است که سرعت و تعداد اختراعات و ابداعات در زمينهی استفادههای بازرگانی و اجتماعی از الکتريسيته، بسيار زياد بود.
امروز ما در دورهای زندگی میکنيم که همهی مردم جهان به اخبار، اطلاعات و برنامههای نمايشی و تفريحی دسترسی فوری دارند. و اينها همه در اواخر قرن نوزدهم و هم زمان با بهرهگيری از الکتريسيته، آغاز شد.
با اينکه اختراع دستگاهای نمايشی الکتريکی، مثل سينما بسيار جالب توجه بود، تاثير آنها در زندگی مردم، به اندازهی بعضی از ابداعات ديگر، از جمله روشنايی الکتريکی يا چراغ برق، نبود. مخصوصا" چراغ برق در خيابانها که استفاده از آن در آخرين سالهای قرن نوزدهم ميلادی در شهرهای بزرگی مثل لندن، نيويورک و پاريس، آغاز شد. "شب گذشته کسانی که در نزديکی"شتوبوژله" ( لندن )قدم میزدهاند، ناگهان خودشان را غرق در نور ديدند. نوری که به اندازهی آفتاب روشن بود. اين نور که منطقهی وسيعی را روشن میکرد، به اندازهای تند بود که خانمها چترهايشان را باز کردند. البته نه به نشانهی تحسين و بزرگداشت مخترعان، بلکه برای حفاظت خودشان در برابر اشعهی اين خورشيد جديد و مرموز."
پيدايش چراغ برق و بطور کلی نيروی الکتريکی در اواخر قرن نوزدهم، ابتدا در اروپا و بعد در ساير نقاط جهان، زندگی شهری را کاملا" دگرگون کرد.
يکی از اختراعات متکی به الکتريسيته، که در دههی 1920 ميلادی، بعد از جنگ جهانی اول رواج گرفت، راديو بود. راديو يک وسيلهی کاملا" جديد بود. اين وسيله در اوايل قرن بيستم و بر پايهی ابداعات قرن نوزدهم به وجود آمد.
بعد در دورهی جنگ جهانی دوم و در دههی اول بعد از جنگ، يک وسيله ی الکتريکی مهم تحول ساز ديگر، به وجود آمد و توسعه پيدا کرد. اين وسيله ترانزيستور بود. ظرفيتی که ترانزيستور برای تقويت صوت و انتقال علائم الکتريکی دارد، نه تنها برای گسترش صنايع الکترونيک، بلکه در نيمهی دوم قرن بيستم،برای تکنولوژِی اطلاعات هم زمينه را آماده کرد.
بنابراين شبکهی جهانی اطلاعات کامپيوتری، يا اينترنت هم ، در واقع در يکی ازمراحل روندی پديد آمد که با پيدايش الکتريسيته آغاز شده بود. الکتريسيته به عنوان يک منبع نيرو، به اندازهای فراگير شده و در همه جا کاربرد پيدا کرده است که ديگر کسی به آن توجهی ندارد. اما عصر الکتريسيته، با وجود همهی اختراعات و ابداعات پيشرفتهای که با اتکا به آن انجام گرفته و موجب دگرگونی شيوهی زندگی ما شده است، هم چنان ادامه خواهد داشت و اختراعات و ابداعات جديدی، با اتکا به آن انجام خواهد گرفت. چه کسی میداند که آيندهی الکتريسيته چه صورتی خواهد داشت!؟
حد گسترش الکتريسيته و کارهايی که با آن میتوان انجام داد، فقط به قوهی تخيل و ابتکار انسان وابسته است. حتی همين حالا میبينيم که اينترنت به يکی از مهمترين پديدههای انقلابی عصر ما تبديل شده است. اين روند ادامه خواهد يافت و کسی نمیداند که 100 سال ديگر به کجا خواهد رسيد. شايد 100 سال ديگر اين روند به جايی برسد که انسانهای آن زمان، آنچه را که ما امروز با حيرت و شگفتی از آن حرف میزنيم، برايشان بسيار ابتدايی و خنده آور باشد.