ابداع الکتريسيته و تأثير آن بر پيشرفت علوم قسمت اول
الکتريسيته، هميشه در طبيعت وجود داشته، و بحث در اين است که ما انسانها کی توانستيم به اين نيروی پنهان دست بيابيم و از آن بهره برداری کنيم؟
تا سال 1700 ميلادی الکتريسيته پديده ای وابسته به مواد معدنی بود، چون يک ماده يعنی کهربا وجود داشت که وقتی آن را مالش بدهند، خاصيت عجيبی پيدا میکند. به اين معنی که اشياء بسيار سبکی را که در نزديکی آن باشد، به طرف خود میکشد، يا از خود دور میکند. چون معادل کلمه کهربا در زبان يونانی، الکترون است به خاصيت کهربا هم، الکتريسيته میگفتند. در اولين سالهای قرن هيجدهم بود که پژوهش دقيق علمی در زمينه ی الکتريسيته آغاز شد. قرن هيجدهم را گاهی عصر روشنگری مینامند.
بديهی است که مردم رعد و برق يا تندر و آذرخش را، يکی از پر قدرتترين نيروهای موجود در عالم میدانستند. در اواخر قرن هيجدهم ميلادی،"بنيامين فرانکلين"فيلسوف سياسی و يکی از بنياد گذاران ايالات متحدهی امريکا که در عين حال به پژوهشهای علمی هم علاقه داشت، به يک تجربهی عجيب و خطرناک دست زد. او يک قطعه سيم فلزی را در بالای يک بادبادک نصب کرد و يک کليد را هم با يک نوار ابريشمی به انتهای ريسمان بادبادک، گره زد. به اين ترتيب يک خط هادی الکتريسيته ايجاد شد. آن وقت اين بادبادک را در هنگام وقوع رعد و برق، به هوا فرستاد، تا از اين طريق مقداری از الکتريسيتهی موجود در برق يا آذرخش را ذخيره کند. البته او به هدف خود رسيد، ولی در اين تجربهی خطرناک، شانس آورد که آذرخش، به اندازهای قوی نبود که موجب مرگ او بشود.
در سراسر اروپا، توجه دانشوران به الكتريسيته جلب شد. از آن جمله ،"هام فری ديوی" و "مايکل فارادی" که در آزمايشگاه آکادمی علوم پژوهش میکردند."فارادی" در سوم و چهارم سپتامبر سال 1821ميلادی، آزمايشی انجام داد. اودر اين آزمايش ،سيمی را به دور يک مغناطيس به گردش در آورد و همين جريان است،که اساس موتور الکتريکی را تشکيل میدهد. زمانی که"مايکل فاراده"و ديگر پژوهش گران در آکادمی علوم در فعاليت بودند،100سالی از زمان ابداع و توسعهی ماشين بخار میگذشت و استفاده از ماشينهای بخار در جامعه، دگرگونی وسيعی به وجود آورده بود. اکنون پيشگامان عصر الکتريسيته، ازآن جمله "مايکل فارادی"، سخت سرگرم آزمايشهای خود بودند؛ اما درک و شناخت مبانی ماشين بخار، با وجود اثرات وسيع و عميقی که در تحول جامعه داشت، برای مردم به مراتب آسانتر از درک و شناخت نيروی مرموز و مخصوصا" نامرئی الکتريسيته، در به کار انداختن موتور های الکتريکی بود.
ماشين بخار، دارای اجزايی بود که بيشتر آنها مردم با چشم خود میديدند. با اينکه طرز کار آن تا اندازهای حيرتانگيز بود، اما يک مکانيک به آسانی میتوانست بفهمد که قطعات آن در مجموع چگونه عمل میکند و انبساط بخار به چه نحوی، موجب حرکت میشود. اما طرز کار الکتريسيته، به مراتب مرموزتر بود. مردم طرز عمل آن را نمیديدند و نمیدانستند که در داخل سيمها چه میگذرد؛ ولی ملاحظه میکردند که با تغييرات نسبتا" جزيی در مدارهای الکتريکی، میتوان نيروی بسيار زيادی ايجاد کرد. ضمنا"مسلم شد، نيرويی که انسان میتواند با بهرهگيری از الکتريسيته ايجاد کند، بیاندازه وسيع است. مدتی دراز، يعنی تقريبا"تمامی قرن نوزدهم طول کشيد تا مهندسان و دانشوران بتوانند به ماهيت کار الکتريسيته در ماشينها و سيمها، پیببرند.
در اوايل قرن هيجدهم بود که اروپايیها توانستند بطور مصنوعی الکتريسيته ايجاد کنند و در آغاز قرن نوزدهم، در اروپا، ايجاد جريان الکتريکی يا جريان دائم برق، امکان پذير شد. باتری يا پيل "ولتاييک" را در بهار سال 1800 ميلادی يک دانشور ايتاليايی، به نام "الکساندرولتا"، عرضه کرد. در دههی 1830 بود که "مايکل فارادی"برای اولين بار به تفصيل، ارتباط بين الکتريسيته و نيروی مغناطيسی را تحليل کرد. بالاخره، در دههی 1840و دههی 1850 بود که کاربردهای وسيع و مختلف الکتريسيته در صنعت رواج گرفت.
دستگاه تلگراف الکتريکی در دههی 1830 ميلادی به کار افتاد. اين دستگاه پيامها را از راه سيم و با کد يا رمز موسوم به مورس و البته به واسطهی الکتريسيته، دريافت میکرد. در اواسط قرن نوزدهم ميلادی اين دستگاه در حدی توسعه يافت که سرعت حيرتآوری در ارتباطات به وجود آورد.
همين که شبکهی تلگراف در فاصلهی دههی 1850 و دههی 1860 ميلادی ايجاد شد و به کار افتاد؛ بين اروپا و امريکای شمالی و بين اروپا و شرق ارتباط بر قرار شد. اين پديده در بازرگانی و دادوستد و همچنين در زندگی اجتماعی، تاثير بسيار زيادی گذاشت. چون برای اولين بار، اين امکان به وجود آمد که از فاصلههای بسيار دور بتوانند تقريبا" تماس فوری برقرار کنند. بديهی است که بازارهای سهام جديد، بدون دسترسی به سيستم تلگرافی مدرن، نمیتوانست بوجود بيايد. همچنين شبکهی راه آهن، بدون استفاده از تلگراف الکتريکی، نمیتوانست به درستی کار کند. اما اثرات وسيع تکنولوژی در جوامع، در دههی 1880 و دههی 1890 ميلادی، به خوبی آشکار شد. در اين دوره بود که ابداعات و اختراعات بيشمار، مبتنی بر اين تکنولوژی، انجام گرفت.
