تبليغاتX
علم برای همه به وبلاگ اوربيتال خوش آمديد

توليد مثل در انسان قسمت پنجم

     تشكيل جنين و نمو جنيني

     تخم لقاح يافته از طريق مجراي تخمك‌‌‌بر به درون رحم رانده مي‌شود. حركات مژه‌هايي كه مخاط اين لوله را مي‌پوشانند و نيز حركات انقباضي اين لوله به جابجا شدن تخم و حركت آن به سوي رحم كمك مي‌كند. رسيدن تخم به درون رحم در انسان 4 تا 5 روز طول مي‌كشد. در بقيه پستانداران اين زمان 3 تا 10 روز طول مي‌كشد. البته در اين مدت سلول تخم تقسيم گشته و زندگي جنيني شروع شده است به طوري كه جنين پس از اين‌كه به درون رحم رسيد مراحل اوليه تقسيم را پايان رسانده است. در انسان، جنين معمولا" در طي حركت به سوي رحم تا مرحله بلاستولا نمو مي‌كند و سپس در ديواره خلفي رحم جايگزين مي‌شود.جنين انسان

 

     تغذيه جنين

     در پستانداران، جنين در مراحل اوليه نمو، يعني دوره‌اي كه هنوز هيچ گونه ارتباطي با بدن مادر پيدا نكرده است، از ذخاير غذايي موجود در سيتوپلاسم خود تغذيه مي‌كند و ضمنا"از مواد غذايي موجود در مجراي تخمك‌بر نيز به مقدار كم استفاده مي‌كند. پس از اين‌كه جنين به مرحله بلاستولا رسيد، درون يكي از چين‌خوردگي‌هاي فراوان بافت پوششي درون رحم جايگزين مي‌شود و به تدريج بين جنين و بدن مادر ارتباط ساختماني و فيزيولوژيكي به وجود مي‌آيد. به اين ترتيب جفت تشكيل مي‌شود كه در محل آن بين مادر و بدن مادر و بدن جنين مبادله مواد غذايي، اكسيژن و مواد دفعي صورت مي‌گيرد. برقراري تبادلات بين جنين و بدن مادر از راه خوني، در هفته دوم پس از لقاح انجام مي‌شود.

 

     نمو جنين

     در هفته اول، جنين از ناحيه مجاور شيپور فالوپ به سوي رحم حركت مي‌كند.در حدود چهار روز پس از لقاح، جنين به مرحله مورولا مي‌رسد. يعني به صورت توده‌اي از ياخته‌هاي كوچك( بلاستومرها ) در مي‌آيد.سپس در درون مورولا حفره‌اي پديدار گشته مرحله بلاستولا آغاز مي‌شود.بخش داخلي بلاستولا، جوانه جنيني است كه با نمو خود قسمت‌هاي مختلف بدن را مي‌سازد. پس از بلاستولا، مرحله گاسترولا ظاهر مي‌شود كه طي آن جنين به سه لايه به صورت لايه اكتودرم، مزودرم و آندودرم در مي‌آيد. در هر لايه به تدريج بافت‌ها و اندام‌هاي بدن ساخته مي‌شود، كه سه ماه طول مي‌كشد( اندام زايي). جنين شكل طبيعي خود را پيدا مي‌كند و به صورت موجود انساني مشخص مي‌گردد.

     اندازه تقريبي قطر جنين انسان در پايان ماه اول بارداري 5 ميلي‌متر و در آخر ماه دوم 35 ميلي‌متر است. از ماه سوم به بعد، سرعت نمو افزايش مي‌يابد و طول جنين هر روز در حدود 5/1 ميلي‌متر زياد مي‌شود ولي نزديك تولد، سرعت نمو كمي كاهش پيدا مي‌كند.بارداري در انسان در حدود 280 روز پس از ابتداي آخرين خونريزي ماهيانه پيش از بارداري پايان مي‌يابد به طوري كه مي‌توان زمان نمو جنيني را از هنگام لقاح تا زمان زايمان در حدود 266 روز دانست.جنين انسان

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه 1386/08/27 و ساعت 8:40 |

توليد مثل در انسان قسمت چهارم

      دوره جنسي در انسان

     دوره جنسي در انسان 28 روز است. تا هنگام يائسگي ادامه مي‌يابد و فقط هنگام بارداري متوقف مي‌گردند. تخمك گذاري با تغييراتي در تخمدان و مجاري تناسلي، بخصوص رحم ( زهدان )، در ارتباط است. كه هدف آن‌ها آماده كردن رحم براي پذيرفتن سلول تخم و تأمين نمو جنين است.اين پديده‌ها با كنترل هورمون‌هاي غده‌ي هيپوفيز صورت مي‌گيرند.از ميان هورمون‌هاي غده‌ي هيپوفيز،(غده‌اي كوچك در استخوان پروانه‌اي مغز )دو هورمون كه يكي هورمون محرك فوليكول( تعداد زيادي كيسه يا حفره كه تخمك‌ها در درون آن‌ها ساخته مي‌شوند.) و ديگري محرك ايجاد جسم زرد( تبديل شدن فوليكول به جسم زرد‌)است كه در تغييرات دوره‌ي جنسي نقش اصلي دارند.رحم

     هنگام بلوغ، اولين فوليكول فعال شده شروع به رشد و نمو و رسيدن مي‌كند و اين پديده بر اثر افزايش هورمون محرك فوليكول، كه از هيپوفيز ترشح مي‌شود، به راه مي‌افتد.همين پديده در شروع هر دوره‌ي جنسي تكرار مي‌شود و تا يائسگي ادامه مي‌يابد، مگر اين‌كه بارداري صورت گيرد كه در اين حالت دوره جنسي و تخمك گذاري متوقف مي‌شود. در طي رسيدن و فعال شدن فوليكول، سلول اوئوگوني شروع به رشد و تقسيم مي‌كند ولي بخصوص سلول‌هاي فوليكولي، يعني ياخته‌هاي همراه، بسيار تكثير مي‌يابند و در بين آن‌ها مايعي به نام مايع فوليكولي پديد مي‌آيد كه بتدريج با افزايش تعداد سلول‌ها بر مقدارش افزوده مي‌شود. در اين حالت، در هر فوليكول، اوئوسيت نوع اول به وسيله گروهي ياخته‌هاي فوليكولي احاطه شده است.سلول‌هاي فوليكولي در اين دوره، يعني قبل از آزاد شدن تخمك، هورموني به نام استروژن مي‌سازد و به خون مي‌ريزند.پس از آزاد شدن تخمك، كه در زن در حدود روز چهاردهم دوره جنسي صورت مي‌گيرد، سلول‌هاي فوليكولي به نمو خود ادامه داده در جاي خود برجستگي زرد رنگي به نام جسم زرد به وجود مي‌آورند.پس از تبديل فوليكول به جسم زرد، ترشح استروژن كاهش يافته هورمون ديگري به نام پروژسترون ترشح مي‌شود. مهم‌ترين نتايج ترشح استروژن و پروژسترون، علاوه بر اثر آن‌ها در ايجاد صفات جنسي ثانوي ماده مانند رشد پستان‌ها، تأثير بر بافت مخاطي رحم است. قبل از تخمك گذاري، رحم كوچك و بافت‌هاي ديواره آن نازك است. پس از آزاد شدن تخمك، رحم بزرگتر شده ديواره‌ي دروني آن كلفت‌تر مي‌شود و انشعابات رگ‌هاي خوني در بافت‌هاي آن افزايش مي‌يابند و سلول‌ها حالت ترشحي پيدا مي‌كنند. اين تغييرات در هر دوره جنسي و در هر تخمك گذاري تكرار مي‌شود.در صورتي كه تخمك لقاح يابد، پس از رسيدن به داخل رحم، در درون ديواره اسفنجي آن جايگزيني مي‌كند و ديواره مذكور به نمو خود ادامه مي‌دهد و جسم زرد نيز باقي مي‌ماند؛ ولي اگر لقاح صورت نگيرد، جايگزيني نيز انجام نشده جسم زرد از بين مي‌رود و بافت پوششي درون رحم ريزش مي‌كند و همراه با خوني كه از پاره شدن رگ‌هاي مويين جاري شده است خونريزي ماهيانه را موجب مي‌گردد. پس از آن، يك دوره جنسي ديگر شروع مي‌شود و فوليكول ديگري شروع به نمو مي‌كند و ديواره رحم مجددا" ترميم مي‌گردد. در زن، اين دوره نزديك به يك ماه طول مي‌كشد و به همين جهت دوره‌ي ماهيانه جنسي ناميده مي‌شود.

     در حدود چهاردهمين روز دوره جنسي زن، يعني چهارده روز پس از شروع آخرين خونريزي ماهيانه، تخمك‌گذاري صورت مي‌گيرد.معمولا" چند لايه از سلول‌هاي فوليكولي همراه با تخمك خارج مي‌شوند كه بعدا" از تخمك جدا مي‌گردند.تخمك، پس از آزاد شدن، به ابتداي مجراي تخمك بر، كه قيف مانند است و شيپورفالوپ ناميده مي‌شود، مي‌رود. لقاح معمولا" درون مجراي تخمك‌بر صورت مي‌گيرد.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/08/18 و ساعت 21:8 |

توليد مثل در انسان قسمت سوم

اسپرماتوژنز يا اسپرم‌زايي

     در غدد جنسي نر يا بيضه، سلول‌هايي به نام اسپرماتوگوني وجود دارند كه از تكثير سلول‌هاي ژرمينال حاصل شده‌اند. اين سلول‌ها پس از بلوغ فعال شده با چند تقسيم متوالي اسپرماتوزوئيدها را مي‌سازند. جريان اسپرم‌زايي بدين گونه است:

     ابتدا تعداد زيادي اسپرماتوگوني به وجود مي‌آيند، هر ياسپرم و تخمكك از اين سلول‌ها رشد كرده  و مقداري مواد را در خود ذخيره مي‌كنند. و در پايان رشد خود به اسپرماتوسيت نوع اول تبديل مي‌شوند. اين سلول‌ها هنوز داراي 2N كروموزوم( ديپلوييد) هستند. اسپرماتوسيت‌هاي نوع اول دوبار پشت سر هم تقسيم مي‌شوند كه به مجموعه اين دو تقسيم، ميوز مي‌گويند. اين سلول‌هاي توليدي را اسپرماتوسيت نوع دوم ( N كروموزومي )مي‌نامند.اين‌ها نيز تقسيم شده و سلول‌هاي N كروموزومي ديگري به نام اسپرماتيد را به وجود مي‌آورند.

     ساختمان اسپرم در انواع مختلف جانوران پر سلولي بسيار شبيه يكديگر است و مهم‌ترين تفاوتي كه در آن‌ها ديده مي‌شود در دستگاه حركتي آن‌هاست. اندازه اسپرم‌ها با اندازه افراد نر سازنده آن‌ها بستگي ندارد. مثلا" اسپرم فيل از اسپرم موش كوچك‌تر است. تعداد آن‌ها در مايع مني زياد است، مثلا" تعدا آن‌ها در هر ميلي‌متر مكعب در انسان 100 هزار، در گاو يك ميليون، و در خروس چهار ميليون است.

 

     اوئوژنز يا تخمك زايي

     تخمك‌زايي از بسياري جهات، شبيه اسپرم‌زايي است. ابتدا سلول‌هايي به نام اوئوگوني توليد مي‌شوند. سپس رشد و بلوغ سلول كه فرا رسيد، اوئوسيت نوع اول بوجود مي‌آيد. كه هر دو سلول‌هاي 2N كروموزومي( ديپلوييد) هستند. اوئوسيت نوع اول با دو تقسيم پياپي يعني تقسيم ميوز، سلول‌هاي N كروموزومي( هاپلوييد) را به وجود مي‌آورند. كه اوئوسيت نوع دوم ناميده مي‌شود. سپس اين سلول تقسيمات ديگري را انجام مي‌دهد و در آخر سلول تخمك يا اوول بوجود مي‌آيد. بنابراين از هر اوئوگوني سرانجام جز يك تخمك ساخته نمي‌شود.

     تخمك‌ها بر حسب مقدار مواد ذخيره‌اي خود( زرده )، به انواع مختلف تقسيم مي‌شوند؛ مثلا" در پستانداران جفت‌دار، مانند انسان، مقدار مواد ذخيره‌اي بسيار كم، در حالي كه در تخمك خزندگان و پرندگان مواد ذخيره‌اي( زرده ) بسيار زياد است. اسپرم

 

     ساختمان و عمل غدد جنسي نر

     در پستانداران، غدد جنسي نر يا بيضه‌ها درون كيسه‌اي به نام بيضه‌دان در خارج حفره شكمي واقع‌اند. در پستانداران اوليه و هم‌چنين در جنين پستانداران امروزي، بيضه‌ها درون حفره شكمي قرار دارند. گرماي درون بدن كه از گرماي سطح آن بيشتر است مانع ساخته شدن اسپرماتوزوئيد‌ها مي‌شود. بعضي آزمايش‌ها نشان مي‌دهند كه اگر گرماي بدن از حدي بالاتر رود، اسپرماتوژنز(ساختن اسپرماتوزوئيد ) متوقف مي‌گردد؛ بنابراين پايين آمدن بيضه‌ها از حفره شكمي و قرار گرفتن آن‌ها در محيطي با دماي كمتر عامل مناسبي براي ساختن اسپرم است. درون بيضه‌ها كلافي از لوله‌هاي كوچك به نام لوله مني ساز وجود دارد كه درون آن‌ها اسپرم ساخته مي‌شوند. اسپرم‌ها درون مايعي كه از غده پروستات و كيسه مني و سلول‌هاي پوششي دروني آن‌ها ترشح مي‌شود از بيضه‌ها خارج شده در داخل مجراي برنده و حباب نطفه‌اي جمع و ذخيره مي‌گردد. اگر اسپرم‌ها دفع نشوند، به تدريج مي‌ميرند و پس از تجزيه جذب بدن مي‌شوند. در ديواره لوله‌هاي مني ساز، سلول‌‌هاي سازنده اسپرم قرار دارند؛ به اين ترتيب كه ياخته‌هاي اسپرماتوگوني در لايه‌هاي بيروني‌تر ديواره قرار دارند و اسپرم‌ها به مجراي وسط اين لوله مي‌ريزند.

     درون بيضه و در بين لوله‌هاي مني‌ساز سلول‌هاي ميان‌بند وجود دارند كه هورمون جنسي نر ( آندروژن )، مانند تستوسترون، ترشح مي‌كنند.اهميت هورمون‌هاي جنسي در توليد مثل بسيار است و بخصوص در ايجاد صفات جنسي ثانوي نقش اصلي دارند. در انسان، رشد حنجره و تارهاي صوتي و رشد مو در صورت و زير بغل و ناحيه شرمگاهي از جمله صفات جنسي ثانوي هستند.

 

     ساختمان و عمل غدد جنسي ماده

     تخمدان‌ها، بر خلاف بيضه‌ها كه در بيرون حفره شكمي قرار دارند، در داخل شكم واقع‌اند. هر تخمدان شامل تعداد زيادي كيسه يا حفره به نام فوليكول( تعداد زيادي كيسه يا حفره كه تخمك‌ها در درون آن‌ها ساخته مي‌شوند.) است كه تخمك‌ها در درون آن‌ها ساخته مي‌شوند؛ به اين ترتيب كه همراه با بزرگ شدن هر فوليكول، مراحل مختلف اوئوژنز ( تخمك زايي‌) درون آن صورت مي‌گيرد، و پس از اين‌كه ياخته‌ي جنسي به مرحله اوئوسيت نوع دوم رسيد فوليكول باز مي‌شود و سطح تخمدان را پاره كرده اوئوسيت نوع دوم را آزاد مي‌كند. اين ياخته همراه با مايع فوليكولي از تخمدان به درون مجاري خروج تخمك مي‌رود و اين پديده را تخمك گذاري مي‌نامند. مرحله‌ي آخر تشكيل تخمك، يعني تبديل اوئوسيت نوع دوم به تخمك، در خارج از تخمدان و درون مجاري تناسلي ماده صورت مي‌گيرد. منشاء تخمك‌ها در انسان و ساير پستانداران سلول‌هاي زاينده تخمدان‌ها هستند كه در دوران جنيني تقسيم شده‌اند و پس از تولد ديگر تكثير نمي‌يابند. سلول‌هاي اوئوگوني، كه از تكثير سلول‌هاي زاينده تخمدان‌ها به وجود آمده‌اند، در ابتدا نسبتا" زياد و تعدادشان در انسان بيش از 200 هزار است ولي عده قابل ملاحظه‌اي از آن‌ها در دوران كودكي و قبل از بلوغ از بين مي‌رود ( تحليل فوليكولي). از هنگام بلوغ به بعد، در هر دوره  جنسي جانور ماده، يك يا چند تخمك آزاد مي‌شوند كه تركيب هر يك از آن‌ها با اسپرماتوزوئيد موجب تشكيل جنين مي‌گردد. در زن، در طول زندگي، فقط در حدود 300 تا 400 اوئوگوني تا مرحله تشكيل تخمك مي‌رسند و آزاد مي‌شوند و بقيه فوليكول‌ها از بين مي‌روند. در هر دوره جنسي زن، كه حدود 28 روز طول مي‌كشد، معمولا" يك تخمك از يكي از تخمدان‌ها آزاد مي‌شود . فعاليت تخمدان زن در سنين 45 تا 50 سالگي كاهش يافته به تدريج از كار مي‌افتد. اين پديده يائسگي ناميده مي‌شود. تخمك‌هايي كه به حالت غير فعال در درون تخمدان قرار دارند به صورت اوئوسيت نوع اول هستند و اطراف هر كدام از آن‌ها را لايه‌اي از سلول‌هاي همراه يا سلول‌هاي فوليكولي مي‌پوشاند.

     تخمك در اكثر پستانداران داراي ذخاير غذايي ناچيز است. قطر تخمك در انسان در حدود 2/.ميلی‌متر است و اطراف ان را غشاي شفاف نسبتا" ضخيمي مي‌پوشاند. و يك سلول هاپلوئيد است. و بر اثر تقسيم با كاهش كروموزومي به وجود مي‌آيد. با توجه به اين‌كه كروموزوم‌هاي جنسي در زن مشابه يكديگرند ( زن را جور گامت يا هوموگامتيك مي‌نامند.در حالي كه مرد، كه گامت‌هاي متفاوت مي‌سازد ناجور گامت يا هتروگامتيك مي‌نامند. )، همه تخمك‌ها داراي يك كروموزوم  هستند و در تعين جنس اولاد نقشي ندارند.                       تخمك، پس از آزاد شدن از تخمدان، در حدود 24 تا 36 ساعت در مجاري تناسلي ماده زنده مي‌ماند و اگر در اين مدت لقاح صورت نگيرد مي‌ميرد. سلولي كه از تخمدان آزاد مي‌شود هنوز تخمك واقعي نبوده بلكه اوئوسيت نوع دوم است و آخرين تقسيم آن پس از ورود اسپرماتوزوئيد به آن صورت مي‌گيرد.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه 1386/08/12 و ساعت 7:29 |

توليد مثل در انسان قسمت دوم

     لقاح

     تركيب گامت نر و گامت ماده را لقاح گويند و سلول حاصل از اين تركيب، يعني تخم لقاح يافته، منشاء موجود تازه‌اي مي‌گردد. گامت‌ها معمولا" به وسيله دو فرد نر و ماده كه هر دو از يك نوع‌اند توليد مي‌گردند؛ ولي در بعضي از موجودات زنده مانند حلزون هر دو نوع سلول جنسي به وسيله يك فرد ساخته مي‌شوند. اين نوع موجودات را نرماده يا هرمافروديت مي‌نامند ونتيجه عمل لقاح به چنين حالتي، نرمادگي يا هرمافروديسم گفته مي‌شود. در موجودات نرماده نيز باروري خودبخودي بسيار نادر است و در اغلب موارد سلول جنسي نر يك جانور، گامت ماده جانور ديگري را بارور مي‌كند و هر فرد در مراحل مختلف زندگي نقش نر و يا ماده را بازي مي‌كند. لقاح داراي دو نتيجه اصلي زير است:

     الف: برقرار كردن مجدد حالت ديپلوئيدي( به سلولي ديپلوئيد گفته مي‌شود كه تعداد كروموزوم‌هاي آن 2N يعني 46 عدد باشد.) كه بر اثر اختلاط هسته‌هاي هاپلوئيد( به سلولي هاپلوئيد گفته مي‌شود كه تعداد كروموزوم‌هاي آن N يعني 23 عدد باشد.) دو گامت نر و ماده حاصل مي‌شود. در هسته سلول تخم، ژن‌هاي پدري و مادري دو به دو با يكديگر جمع مي‌شوند.

     ب: فعال شدن تخمك از نظر شيميايي و فيزيولوژيكي كه به تقسيم تخم و ايجاد جنين منجر مي‌گردد.

     در جانوران، تركيب گامت‌هاي نر و ماده ممكن است در خارج از بدن جانور ماده و يا درون آن صورت گيرد. لقاح را در حالت اول لقاح خارجي و در حالت دوم لقاح داخلي مي‌نامند.

     در اغلب بي‌مهرگان دريازي لقاح خارجي است، يعني اسپرم‌ها در آب دريا در مجاورت گامت ماده ريخته مي‌شوند. در بيشتر انواع ماهي‌ها، پس از تخم‌ريزي جانور ماده، يعني بيرون ريختن تخمك‌ها، جانور نر مايع جنسي خود را در آب برروي آن‌ها مي‌ريزد. در قورباغه، با وجود جفت‌گيري ظاهري جانور نر با ماده، در واقع لقاح خارجي صورت مي‌گيرد.

     لقاح داخلي بخصوص در مهرداران عالي و در حشرات ديده مي‌شود. با وجودي كه ممكن است تعداد زيادي اسپرم در كنار يك تخمك قرار گيرند، فقط يكي از آن‌ها به درون تخمك رفته با آن تركيب مي‌شود. در بعضي موارد خاص، مثلا" در حشرات و خزندگان، ممكن است استثنائا" چند اسپرماتوزوئيد به درون تخمك وارد شوند ولي در اين صورت نيز فقط يكي از آن‌ها با هسته تخمك تركيب مي‌شود و بقيه در درون تخمك از بين مي‌روند.

     تخمك، كه معمولا" سلولي غير فعال است، پس از لقاح فعال مي‌شود و در آن مقدمات تقسيم و تشكيل جنين پديدار مي‌گردد. در بعضي موارد حالت خاصي ديده مي‌شود كه در آن تخمك بدون تركيب با گامت نر و انجام لقاح فعال شده شروع به تقسيم و تشكيل جنين مي‌كند و حتي موجود كاملي به وجود مي‌آورد. اين پديده را بكرزايي يا پارتنوژنز مي‌نامند. نمونه‌هايي از بكرزايي در زنبور‌ها، مورچه‌ها و شته‌ها مشاهده مي‌شود.

     توليد مثل در اغلب پستانداران شبيه به يكديگر است و در آن‌ها دوره جنيني نسبتا" طولاني است. در اين جانوران لقاح داخلي صورت مي‌گيرد و جنين در درون بدن مادر پرورش مي‌يابد و براي دريافت اكسيژن و مواد غذايي به بدن مادر وابستگي دارد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه 1386/08/08 و ساعت 6:55 |

توليد مثل در انسان قسمت اول

     توانايي توليد مثل يكي از ويژگي‌هاي جانداران است. معمولا" پس از آن‌كه موجودات زنده به حدي از رشد و نمو و بلوغ رسيد، توليد مثل كرده موجودي هم‌نوع خود به وجود مي‌آورند. توليد مثل بقاي نوع موجود زنده را تأمين مي‌كند. تقسيم و تكثير سلول‌ها و جانداران تك سلولي نسبتا" ساده است، ولي در موجودات پر سلولي توليد مثل صورت‌هاي مختلف و پيچيده‌تري دارد. مسائل مربوط به توليد مثل و نمو جنين از مهم‌ترين و جالب‌ترين مسائل زيست‌شناسي است.

     به طور كلي، در موجودات زنده توليد مثل به دو صورت جنسي و غيرجنسي انجام مي‌شود.

     توليد مثل غيرجنسي به حالتي گفته مي‌شود كه بخشي از بدن موجود زاينده جدا شده فرد جديدي را به وجود آورد. بديهي است كه در اين حالت دو جنس نر و ماده در تكثير شركت ندارند. در توليد مثل غير جنسي، كه براي انجام آن وجود يك فرد كافي است، صفات وراثتي موجود زاينده بدون تغيير به افراد جديد منتقل مي‌شود و موجوداتي كاملا" نظير موجود اوليه توليد مي‌گردند. تكثير به وسيله قلمه زدن يا خواباندن ساقه در زير خاك، كه در بعضي گياهان انجام مي‌شود، نوعي تكثير غير جنسي است. در جانوران نيز موارد متعددي از تكثير غير جنسي ديده مي‌شود؛ مثلا" جانوران تك سلولي، مرجان‌ها و بعضي كرم‌ها به همين صورت توليد مثل مي‌كنند.

     در توليد مثل جنسي، دو سلول نر و ماده كه سلول‌هاي جنسي ( گامت ) ناميده مي‌شوند با يكديگر تركيب شده سلول واحدي به نام سلول تخم را به وجود مي‌آورند و سلول تخم با نمو و تقسيمات متوالي موجود تازه‌اي را مي‌سازد. در موجوداتي كه به طريق جنسي توليد مثل مي‌كنند، هر يك از دو سلول جنسي نر و ماده داراي بخشي از صفات وراثتي موجود آينده‌اند و از جمع شدن هسته‌هاي اين دو نوع سلول، در سلول تخم، تركيب جديدي به وجود مي‌آيد. بنابراين در موجوداتي كه به طريق جنسي تكثير مي‌يابند افراد هر نسل نسبت به والدين خود داراي تركيب متفاوتي هستند.

 

     تقسيم ميتوز و تقسيم ميوز 

     تقسيم به طريقه ميتوز باعث ايجاد سلول‌هايي مي‌گردد كه در هسته آن‌ها تعداد و نوع كروموزوم‌ها يك‌سان باقي مي‌مانند و صفات ارثي را عينا" منتقل مي‌كنند. به چنين تقسيمي، تقسيم ميتوز مي‌گويند.ميتوز

     منشاء موجودات پرسلولي تنها يك سلول 2N كروموزومي(ديپلوئيد)، يعني سلول تخم لقاح يافته، است. با تقسيمات مكرر ميتوزي، جنيني بوجود مي‌آيد كه از ميليون‌ها سلول 2N كروموزومي ساخته شده است. در سير تكامل جنين دو دسته سلول از ميان سلول‌هاي 2N كروموزومي جدا مي‌شوند: يكي سلول‌هاي سوماتيك يا بدني و ديگري سلول‌هاي ژرمينال يا زاينده.

     سلول‌هاي سوماتيك 2N كروموزومي باقي مي‌مانند كه منشاء بافت‌ها و اعضاي بدن هستند. اما سلول‌هاي ژرمينال، درميوز غدد تناسلي يا گوناد‌ها باقي مي‌‌مانند و بعد گامت‌ها را به وجود مي‌آورند. اين سلول‌ها ابتدا 2N كروموزومي(ديپلوئيد) هستند، ولي در غدد جنسي به طريق خاص( از يك سلول 2N كروموزومي چهار سلول N كروموزومي توليد مي‌شود.) تقسيم مي‌شوند و سلول‌هاي N كروموزومي(هاپلوئيد) را به وجود مي‌آورند. اين طريقه تقسيم را تقسيم به روش ميوز مي‌گويند.     

 

     سلول‌هاي جنسي  

     معمولا" در توليد مثل جنسي هر يك از دو غده ي جنسي (گوناد) نر يا ماده در بدن يك فرد وجود دارد و دو جنس از يكديگر مجزا و متمايزند. اين حالت را، كه در اغلب جانوران و بعضي گياهان مشاهده مي‌شود، حالت جداجنسي يا دوجنسي مي‌نامند. در بعضي ديگر از جانوران و گياهان، يك فرد داراي هر دو نوع غده‌ي جنسي نر و ماده است و به اين حالت نرمادگي گفته مي‌شود.

     در هر دو صورت، سلول جنسي نر يا اسپرماتوزوئيد در غده‌هاي نر يا بيضه‌ها، و سلول جنسي ماده يا اوول در غده‌ي جنسي ماده يا تخمدان ساخته مي‌شود. سلول‌هايي را كه منشاء گامت‌ها هستند سلول زاينده يا ژرمينال مي‌نامند. بقيه سلول‌هاي بدن را سلول‌هاي بدني يا سوماتيك مي‌نامند. به سخن ديگر ژرمينال مسئول ايجاد نسل‌هاي آينده و سوماتيك مسئول سازنده اندام‌ها و دستگاه‌هاي بدن، به جز غدد جنسي، است.

     مجموعه‌ي تغييرات و تحولاتي را كه در ياخته‌هاي ژرمينال پديدار شده منجر به توليد گامت‌ها مي‌شود گامتوژنز يا گامت‌زايي گويند. چگونگي به وجود آمده گامت نر را اسپرماتوژنز يا اسپرم‌زايي، و نحوه‌ي تشكيل گامت ماده را اوئوژنز يا تخمك‌زايي مي‌نامند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه 1386/08/01 و ساعت 8:38 |