تبليغاتX
علم برای همه به وبلاگ اوربيتال خوش آمديد

سلول و موجود زنده

     در حدود 300 سال پيش ميكروسكپ ساخته شد و به وسيله آن اشياء نامريي بزرگ‌تر ديده شد. رابرت هوك دانشمند انگليسي به كمك ميكروسكپ ساخته حود، توانست يك قطعه چوب پنبه را به ضخامت يك برگ كاغذ سيگار برش دهد و آن را مشاهده كند. او چوب پنبه را به صورت كندوي عسل  سلول جانوريديد. هوك هر يك از اين حفره‌هاي كندو مانند را سلول ناميد. او اولين فردي بود كه كلمه سلول را به كار برد و پي‌برد كه اندام موجودات زنده پيچيده‌تر از آن است كه انسان با چشم بدون ميكروسكپ مي‌بيند.

     زيست‌شناسان قرن هفدهم مانند "مالپيگي"(ايتاليايي) و "گرو"(انگليسي) چيز تازه‌اي كشف كردند. زير ميكروسكپ، ساقه، برگ، گل و ميوه گياهان را بررسي كردند. در آن‌ها سلول‌هاي زيادي را ديدند كه هوك درباره آن‌ها سخن گفته بود. در قرن هيجدهم توجه زيست‌شناسان، از گياهان به جانوران معطوف شد. اما مهم‌ترين كشف در اين زمينه در قرن نوزدهم به وسيله زيست‌شناسان معروفي انجام شد كه بين آن‌ها شوان، مولير و ويرخوف را مي‌توان نام برد.

     زيست‌شناسان ثابت كردند كه بدن گياهان و جانوران از ميليون‌ها سلول به شكل‌هاي مختلف و به بزرگي دهم، صدم و حتي هزارم ميلي‌متر ساخته شده استسلول گياهي. سلول تمام خصوصيات ماده زنده را دارد. هر سلول غذا جذب مي‌كند آن را تغيير مي‌دهد و ماده زائد دفع مي‌كند. رشد كرده توليد مثل مي‌كند و كار ويژه خود را انجام مي‌دهد. امروزه با ميكروسكپ الكتروني مي‌توان ساختمان پيچيده داخل سلول را بررسي كرد و اجزاي سازنده سلول را در حدود دو تا سه ميليون بار بزرگ‌تر نمود.

     از يك قارچ ميكروسكپي تا يك درخت خيلي بزرگ و از يك حشره بسيار كوچك تا يك نهنگ سي متري از يك سلول كوچك به نام سلول تخم ساخته شده‌اند. اين سلول به تدريج رشد كرده تقسيم مي‌شود و در نهايت يك جاندار جديد بوجود مي‌آورد. با توجه به سلول، جانداران به دو دسته تقسيم مي‌شوند. يكي تك سلولي و ديگري پر سلولي. تك سلولي‌هايي مانند قارچ‌هاي تخميري، مخمر‌آبجو، آميب و پارامسي را مي‌توان موجودات زنده ابتدايي ناميد. اين سلول‌ها كم و بيش موجود مستقلي هستند. كار آن‌ها با كار  موجودات پر‌سلولي فرق مي‌كند.‌ مثلا" سلول‌هاي عصبي، ماهيچه‌اي، و ... نمي‌توانند مستقلا" زندگي كنند. درست است كه اين سلول‌ها تمام كار‌هاي حياتي مانند تنفس، تغذيه، رشد و غيره را انجام مي‌دهند. اما اين خواص زماني ظاهر مي‌شود كه ارتباط آن‌ها با ساير سلول‌ها كه هر دسته بافت معين و كار مشخصي را انجام مي‌دهند قطع نگردد.

     به مجموعه سلول‌هايي كه به صورت هماهنگ، كار يا كارهاي مشخصي را انجام مي‌دهند، بافت مي‌گويند. مانند بافت استخواني، بافت پوششي، بافت ماهيچه‌اي، بافت چربي، بافت پيوندي، بافت خوني، بافت عصبي. مجموعه بافت‌ها، اندام يا عضو مي‌سازند، مانند قلب، معده، روده، چشم، و ... و مجموعه اندام‌ها دستگاه را مي‌سازند، مانند دستگاه گوارش، دستگاه تنفس، دستگاه دفع‌ادرار.

     بافت عصبي كار تمام بافت‌هاي ديگر را اداره مي‌كند و شكل آن‌ها را عوض مي‌نمايد. كار بافت‌ها را تنظيم و بازرسي مي‌كند و فعاليت اندام‌هاي مختلف بدن را به هم مربوط مي‌سازد. و موجود را نسبت به عوامل محيط سازگار مي‌كند. تمام اعمال ارادي انسان ارتباط مستقيمي به كار اين سلول‌ها دارد. سلول‌هاي حسي عصبي از آن‌چه در اطراف ما مي‌گذرد تاثير مي‌پذيرد و ما را آگاه مي‌سازد. سلول‌هاي عصبي حركتي، پيام‌هاي عصبي را از مراكز فرماندهي مغز، به اندام‌هاي پاسخ مانند غده‌ها و ماهيچه‌ها مي‌رساند. در نتيجه بدن ما در مقابل محرك‌ها پاسخ لازم را مي‌دهد. 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/27 و ساعت 1:45 |

جدول تناوبي عناصر   

نام عنصر

علامت اختصاري

عدد اتمي

خواص عنصر

هيدروژن

H

1

گازي بي رنگ و سبك‌ترين عنصر در طبيغت

هليوم

He

 2

گاز، بدون ميل تركيبي كه چهار برابر سنگين‌تر از هيدروژ.

ليتيم

Li

 3

فلز جامد، سبك‌ترين فلز، نرم است.

بريليم

Be

 4

فلز جامد، سبك، كمي بريليم با مس (آلياژ) دوام زيادي دارد.

بر

B

 5

غير فلز كه در براكس موجود است.

كربن

C

 6

غير فلز، عنصر مهم در شيمي آلي. در بدن گياهان و جانوران هست.

نيتروژن

N

 7

گاز، بي رنگ، بيش از 78 درصد هوا را تشكيل مي‌دهد.

اكسيژن

O

 8

گاز، بي رنگ، فراوان‌ترين عنصر طبيعت،46 درصد زمين اكسيژن است.

فلوئور

F

 9

گاز، سمي با ميل تركيبي زياد

نئون

 Ne

 10

گاز، بي اثر در هوا، در ساختن بعضي لامپ‌هاي الكتريكي كاربرد دارد.

سديم

Na

11

فلز جامد، نرم با ميل تركيبي شديد، از آب سبك‌تر است.

منيزيم

Mg

 12

فلز جامد، سبك و محكم، اكسيد آن در ساختن آجر نسوز كاربرد دارد.

آلومينيوم

Al

13

فلز جامد، زنگ نزن، داراي آلياژهاي سبك و محكم است.

سيليسيم

Si

14

غيرفلز جامد، از نظر فراواني در طبيعت در رديف دوم است.

فسفر

P

15

غيرفلز جامد، نرم، به سرعت مشتعل مي‌شود.

گوگرد

S

16

غيرفلز جامد، زرد رنگ، سبك

كلر

Cl

17

گازي است بين سبز و زرد، سمي، سفيد كننده خوبي است.

آرگون

Ar

18

گاز، بي رنگ در هوا، در لامپ‌هاي الكتريكي كاربرد دارد.

پتاسيم

K

19

فلز جامد، نرم و سبك‌تر از آب

كلسيم

Ca

20

فلز جامد، سبك، در سطح زمين تركيبات زياد دارد.

اسكانديم

Sc

21

فلز، كم‌ياب، تا به حال به طور خالص تهيه نشده است.

تيتانيم

Ti

22

فلز جامد، سخت و محكم، و پيش‌بيني آينده درخشان براي اين فلز.

واناديم

V

23

فلز جامد، خاكستري، نقطه ذوب بالا، آلياژ آن بسيار محكم و سخت.

كرم

Cr

24

فلز جامد، نقره‌اي روشن، كاربرد در فولاد ضد زنگ.

منگنز

Mn

25

فلز جامد، سنگين، كاربرد در صنايع فولادسازي

آهن

Fe

26

فلز جامد، دومين فلز فراوان زمين.

كبالت

Co

27

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، در آلياژ مغناطيس‌هاي قوي مصرف مي‌شود.

نيكل

Ni

28

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، كاربرد آن فولاد مقاوم در برابر خوردگي

مس

Cu

29

فلز جامد، قرمز رنگ، رساناي خوب جريان الكتريكي.

روي

Zn

30

فلز جامد، كم‌رنگ، روكش ورقه‌هاي آهني (آهن سفيد)

گاليم

Ga

31

فلز جامد، سفيد و درخشان، از سنگ‌هاي روي به دست مي‌آيد.

ژرمانيم

Ge

32

فلز جامد، خاكستري رنگ، شكننده و شبيه به قلع.

آرسنيك

As

33

فلز جامد، خاكستري رنگ، داراي تركيبات سمي.معروف به مرگ موش

سلنيم

Se

34

غير فلز جامد، كه خواص شيميايي آن مانند گوگرد است.

برم

Br

35

مايع، قرمز رنگ، برم به معني بوي بد است.

كريپتون

Kr

36

گاز، سنگين، بي رنگ در هوا.

ربيديم

Rb

37

فلز جامد، نرم ، كمياب، ميل تركيبي زياد.

استرنسيم

Sr

38

فلز جامد، سخت، ميل تركيبي زياد، خواص شيميايي مانند كلسيم.

ايتريم

Y

39

فلز جامد، كمياب، فراوان‌تر از ديگر فلزات نادر خاكي

زيركونيم

Zr

40

فلز جامد، طلايي رنگ، زيركون سنگي گران‌بها، تركيبي از اين فلز.

نيوبيم

Nb

41

فلز جامد، نقره‌اي، قبلا" به نام كلمبيم مشهور بود.

موليبدن

Mo

42

فلز جامد، نقره‌اي، انواع فولاد بسيار مهم از آن تهيه مي‌شود.

تكنيسيم

Tc

43

فلز جامد، سنگين، كه در نتيجه تجزيه‌ي اتمي حاصل مي‌شود.

روتينيم

Ru

44

فلز جامد، سخت، شكننده.

روديم

Rh

45

فلز جامد، سنگين، ظاهر آن مانند Al، كاربرد در جواهرسازي(روكش)

پالاديم

Pd

46

فلز جامد، شبيه به پلاتين.

نقره

Ag

47

فلز جامد، بهترين رساناي حرارت و جريان الكتريكي.

كادميم

Cd

48

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، كاربرد در آب فلزكاري.

انديم

In

49

فلز جامد، نرم، نقره‌اي رنگ، شبيه آلومينيوم.

قلع

Sn

50

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، كاربرد در روكش حلبي.

انتيموان

Sb

51

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، شكننده، كاربرد در تهيه حروف چاپ.

تلوريم

Te

52

غيرفلز جامد، كه از نظر خواص شيميايي مانند گوگرد است.

يد

I

53

غيرفلز جامد، قهوه‌اي تيره، تصعيد مي‌شود، بخار آن ارغواني رنگ.

گزنون

Xe

54

گاز، بي رنگ، كم‌ياب، سنگين‌تر از هوا.

سزيم

Cs

55

فلز جامد، نرم، نقره‌اي رنگ، در آب جوش ذوب مي‌شود.

باريم

Ba

56

فلز جامد، نرم، سبك، سفيد نقره‌اي.

لانتانيم

La

57

فلز جامد، نادر خاكي

سريم

Ce

58

فلز جامد، سخت، براي ايجاد جرقه در فندك به كار مي‌رود.

پرازئوديميم

Pr

59

فلز جامد،  نادر خاكي

نئوديميم

Nd

60

فلز جامد، نادر خاكي با تركيبات صورتي رنگ

پرومتيم

Pm

61

فلز جامد، نادر خاكي كه مصنوعا" از پرازئوديميم نيز تهيه مي‌شود.

ساماريم

Sm

62

فلز جامد، نادر خاكي

اروپيم

Eu

63

فلز جامد، نادر خاكي

گادولينيم

Gd

64

فلز جامد، نادر خاكي تا به حال به طور خاص تهيه نشده.

تريبيم

Tb

65

فلز جامد، نادر خاكي تا به حال به طور خالص تهيه نشده.

ديسپروزيم

Dy

66

فلز جامد، نادر خاكي نام آن به اين معني است كه تهيه آن مشكل.

هولميم

Ho

67

فلز جامد، نادر خاكي تا به حال به طور خالص تهيه نشده.

اربيم

Er

68

فلز جامد، نادر خاكي

توليم

Tm

69

فلز جامد، نادر خاكي تا به حال به طور خالص تهيه نشده.

ايتربيم

Yb

70

فلز جامد، نادر خاكي

لوتيتيم

Lu

71

فلز جامد، نادر خاكي با موارد استعمال جزيي

هافنيم

Hf

72

فلز جامد، مانند زيركونيم است.

تانتال

Ta

73

فلز جامد، مانند آهن صيقل است، كاربرد در آلياژهاي فولاد

تنگستن

W

74

فلز جامد، سنگين، با نقطه ذوب بالا، كاربرد در رشته فنري درون لامپ

رنيم

Re

75

فلز جامد، سنگين، شبيه منگنز.

اسميم

Os

76

فلز جامد، سنگين، نقره‌اي رنگ

ايريديم

Ir

77

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، آلياژ آن با پلاتين براي ساخت سر قلم .

پلاتين

Pt

78

فلز جامد، نقره‌اي رنگ، در ساختن وسايل آزمايشگاهي و ...

طلا

Au

79

فلز جامد، زرد رنگ، كاربرد در سكه و وسايل زينتي.

جيوه

Hg

80

فلز مايع، سنگين، نقره‌اي رنگ، سمي.

تاليم

Tl

81

فلز جامد، شبيه سرب كه نمك‌هاي آن بسيار سمي هستند.

سرب

Pb

82

فلز جامد، سنگين، رنگ روشن، كاربرد در باتري سازي و ...

بيسموت

Bi

83

فلز جامد، نقره‌اي صورتي، آلياژهايي محكم از آن ساخته مي‌شود.

پولونيم

Po

84

فلز جامد، راديواكتيو، بسيار سمي

استاتين

At

85

غيرفلز جامد، راديواكتيو، از بيسموت به طور مصنوعي به دست مي‌آيد

رادن

Rn

86

گاز، سنگين‌ترين گاز، راديواكتيو، از راديوم به دست مي‌آيد.

فرانسيم

Fr

87

فلز جامد، راديواكتيو، كم‌ياب، در واكنش‌هاي هسته‌اي توليد مي‌شود.

راديوم

Ra

88

فلز جامد، راديواكتيو،

آكتينيم

Ac

89

فلز جامد، راديواكتيو، كم‌ياب

توريم

Th

90

فلز جامد، راديواكتيو، خاكستري، سنگين،

پروتاكنينيم

Pa

91

فلز جامد، راديواكتيو، در تمام معادن اورانيوم موجود است.

اورانيوم

U

92

فلز جامد، راديواكتيو، سنگين، كاربرد در شكافت هسته‌اي

نپتونيم

Np

93

فلز جامد، راديواكتيو، از اورانيوم به طور مصنوعي به دست مي‌آيد.

پلوتونيم

Pu

94

فلز جامد، راديواكتيو، عنصري مصنوعي، كاربرد در شكافت هسته‌اي

آمريسيم

Am

95

فلز جامد، عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو

كوريم

Cm

96

فلز جامد، عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو، از پلوتونيم ساخته ..

بركليم

Bk

97

فلز جامد، عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو

كاليفرنيم

Cf

98

فلز جامد، عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو

اينشتانيم

Es

99

عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو، از اورانيوم ساخته مي‌شود.

فرميم

Fm

100

عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو.

مندليفيم

Md

101

عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو، نيمه عمر بسيار كوتاه

نوبليم

No

102

عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو، نيمه عمر بسيار كوتاه

لاورنسيم

Lw

103

عنصري مصنوعي، به شدت راديواكتيو، نيمه عمر بسيار كوتاه

كورچاتويم

Ku

104

 

هانيم

Ha

105

 

...

...

106

 

 

منبع: كتاب آزمايش‌هاي ساده در آموزش علوم دفتر امور كمك آموزشي

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه 1386/07/18 و ساعت 9:3 |

چگونه مطالعه كنيم؟

1- تغذيه مناسب داشته باشيد. تغذيه مناسب سبب مي‌شود كه تمام اندام‌هاي بدن هماهنگ با هم كار مناسب خود را انجام دهند و سلول‌هاي بدن، رشد و ترميم مناسبي داشته باشند. با معده خالي نمي‌توانيد حواس خود را روي درس متمركز كنيد. در بين وعده‌هاي غذايي شير و خرما بخوريد زيرا در آن‌ها مواد و انرژي لازم براي بدن شما، وجود دارد.  

2- براي خود انگيزه ايجاد كنيد. يعني بايد انگيزه داشته باشيد. انگيزه مي‌تواند يك شغل، يك ماشين، يك ارزش اجتماعي و ... مناسب در آينده باشد. اين انگيزه سبب مي‌گردد كه تلاش شما براي دست‌يابي به آن، دو چندان گردد.

3- برنامه ريزي كنيد. به اين معني كه براي اوقات خود برنامه‌اي داشته باشيد. حتما" هم لازم نيست كه بر روي كاغذ بنويسيد كه مثلا" نيم ساعت براي صرف شام و ...بلكه در ذهن خود برنامه‌اي جدي بريزيد و تا حد ممكن آن را اجرا كنيد. سعي كنيد كه در برنامه ريزي انعطاف داشته باشيد. اما در مجموع زمان لازم براي مطالعه در روز را حتما" انجام دهيد.

4 - سعي كنيد كه بيشتر درس را بفهميد (ياد بگيريد) و كم‌تر حفظ كنيد. زيرا يادگيري در حافظه دائمي شما ماندگار مي‌شود.

5- هميشه سعي كنيد كه ابداع كننده باشيد. يعني خلاقيت به خرج بدهيد. براي يك مثال از موضوع كتاب، شما مثال‌هاي ديگري را خود بيابيد.

6- مطالب درسي را در زندگي روزمره خود و جامعه تعميم بدهيد. زيرا شما مي‌خواهيد مهارت‌هاي زندگي را بياموزيد.

7- به وسيله حواس پنج‌گانه مشاهده‌گر خوبي باشيد. اگر مطلبي قابل مشاهده نيست، آن را در ذهن خود تصور كنيد. و تصويري از آن را در حافظه خود ثبت كنيد.

 8- ياداشت‌هاي كوتاه از مطالب مهم درس برداريد. زيرا با مرور آن‌ها پايه علمي شما تقويت مي‌شود.

9- ازشكست، نااميد نشويد. علل شكست را بيشتر در خود بجوييد. و از شكست تجربه كسب نماييد.

10- در هر محيطي كه احساس مي‌كنيد، بهتر درس ياد مي‌گيريد، آن محيط را براي مطالعه انتخاب كنيد.

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه 1386/07/15 و ساعت 1:27 |

ليزر و كاربرد آن

     واژه ليزر(laser)از تركيب حروف اول عبارتي (light amplification by stimulated emission of radiation) ساخته شده كه معناي آن "تقويت نور به وسيله گسيل القايي اشعه" است. نور، محصول ارتعاش‌هاي كوچك الكتروني در داخل اتم‌هاست. نور معمولي مثلا" نور يك لامپ برق، به وسيله ميليون‌ها اتم ايجاد مي‌شود كه در هر لحظه ذرات نور را در همه جهات مي‌پراكنند. نور ليزر حاصل ارتعاش ميليون‌ها اتم يك بلور، يا يك مخلوط گازي يا وسيله‌اي به نام ديود نيمه‌رسانا است، كه همگي ذرات نور را در يك زمان و دقيقا" در يك جهت گسيل مي‌كنند.

     نور، گونه‌اي از انرژي است. در نور معمولي اين انرژي آشفته و ناهماهنگ است. آن‌چه از نور معمولي بر مي‌آيد، روشنايي دادن و سوزاندن است (اگر به حد كافي قوي باشد). اما در نور ليزر، انرژي كاملا" هماهنگ و سازمان يافته است. لذا علاوه بر آن‌چه نور معمولي مي كند، كارهاي ديگري از آن ساخته است.

     كاربرد ليزر   

     چرا با نور ليزر مي‌توان يك تيغ را سوراخ كرد ولي با نور معمولي، اين كار ميسر نيست؟ با يك مثال مي‌توان پاسخ روشني داد. پسري در ساحل دريا سطلي پر از ماسه خشك در دست دارد و ماسه‌ها را روي پدرش كه دراز كشيده مي‌ريزد. پدرش احساس درد نمي‌كند. حال اگر به جاي ماسه، قلوه سنگي كه وزن آن برابر ماسه‌ها است، در همان ارتفاع بر روي پدر بريزد، او را زخمي خواهد كرد. البته سنگ هم از ذرات شبيه ماسه تشكيل شده است كه سخت به هم فشرده‌اند. تفاوت ميان اثر سنگ و ماسه نرم در اين است كه در مورد سنگ همه ذرات با هم به هدف برخورد مي كنند، در حالي كه در مورد ماسه اثر هر دانه تا رسيدن دانه بعدي از بين رفته است. در ليزر، فوتون‌هاي نوري كه با هم حركت مي‌كنند مانند سنگ است. همه ذرات با هم به هدف برخورد مي‌كنند و اثر جمعي آن‌ها شديدتر است. با نور معمولي مي‌توان با يك عدسي نور را كانوني كرد يعني در يك نقطه متمركز كرد. اما، كانوني كردن همه فوتون‌هاي نور معمولي در يك نقطه غيرممكن است. چون اين نور داراي طول موج‌هاي متفاوتي است كه همگي در يك نقطه متمركز نمي‌شوند. اما در نور ليزر چون همه فوتون‌ها در سطح بسيار كوچكي به هدف برخورد مي‌كنند، اثر برخورد بيشتر است. ليزر در صنعت، دفاع، پزشكي، براي روشنايي، فاصله‌يابي، در هوانوردي، در دريانوردي، به عنوان منبع گرما، در ارتباطات، در عكاسي سه بعدي و مسائل گوناگون پژوهشي كاربردهاي فراواني يافته است. ارزش اقتصادي ليزر نه به خاطر كارهايي است كه از آن برمي‌آيد، بلكه به خاطر اين است كه اين كارها را بهتر از ابزارهاي متداول انجام مي‌دهد.

     اگر يك كوانتم با الكتروني كه قبلا" در مدار پرانرژي‌تر بوده است، برخورد كند، الكترون به مدار كم انرژي‌تر سقوط مي‌كند و دو كوانتم دقيقا" همراه هم آزاد (روان) مي‌شوند. به اين گسيل القايي مي‌گويند.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه 1386/07/12 و ساعت 23:4 |

ماشين‌هاي ساده: قرقره‌ها

     قرقره ثابت

     قرقره ثابت همانند اهرم نوع اول، حالت اول (حالت اول، كه در آن، تكيه‌گاه درست وسط بازوي محرك و مقاوم است) عمل مي‌كند. تكيه گاه در قرقره ثابت در مركز قرقره قرار دارد. بنابراين در يك طرف قرقره نيروي محرك (نيروي محرك به وسيله طنابي كه در دست كارگر است، به بدنه قرقره اثر مي كند. يعني نقطه اثر نيروي محرك بر روي محيط قرقره عمل مي‌كند نه در دست كارگر.) و در طرف ديگر قرقره، نيروي مقاوم وجود دارد. (نيروي مقاوم وزنه‌اي است كه به سر ديگر طناب وصل است و نقطه اثر آن بروي محيط قرقره است.) در نتيجه بازوي محرك قرقره ثابت با بازوي مقاوم آن با هم برابرند. پس قرقره ثابت علاوه بر انتقال نيرو، فقط با تغيير جهت نيرو به ما كمك مي‌كند.

 

                                                      قرقره ثابت LE = LR

 

 

     قرقره متحرك

     اما در قرقره متحرك، نيروي مقاوم در مركز قرقره اثر مي‌كند، و تكيه‌گاه در شيار قرقره (روي محيط قرقره) اثر مي‌كند. نيروي محرك از طريق طنابي كه در دست كارگر است، در شياقرقره متحركر ديگر قرقره اثر مي‌كند. بنابراين قرقره متحرك درست مانند اهرم نوع دوم است كه در آن نيروي مقاوم بين نيروي محرك و تكيه‌گاه قرار دارد. در اين حالت چون بازوي محرك دو برابر بازوي مقاوم است، بنابراين علاوه بر انتقال نيرو با افزايش نيرو به ما كمك مي‌كند.

  

  قرقره متحرك LE > LR

 

مزيت مكانيكي

     ماشين‌ها مي‌توانند مقدار نيرويي را كه بر آن‌ها وارد مي‌شود، افزايش و يا كاهش دهند، مزيت مكانيكي يك ماشين نسبت بين نيرويي كه ماشين بر جسم وارد مي‌كند (نيروي مقاوم) و نيرويي كه بر ماشين وارد مي‌شود (نيروي محرك) را نشان مي‌دهد. يعني:

 

                 نيرويي كه ماشين بر جسم وارد مي‌كند (نيروي مقاوم)

                 ------------------------------------------------------------------- = مزيت مكانيكي

              قرقره مركب   نيرويي كه ما بر ماشين وارد مي‌كنيم (نيروي محرك)

 

     مزيت مكانيكي نشان مي‌دهد كه ماشين، نيروي وارده (نيروي ما) را چند برابر كرده است. مثلا" مزيت‌مكانيكي قرقره متحرك 2 است. يعني قرقره متحرك نيروي وارده را دو برابر كرده است. اما مزيت مكانيكي قرقره ثابت 1 است. يعني قرقره ثابت نيروي مارا يك برابر كرده است.(در قرقره ثابت،افزايش نيرو در كار نبوده بلكه فقط نيروي مارا انتقال و تغيير جهت داده است.)

     مزيت مكانيكي از طريق ديگري هم محاسبه مي‌شود. اگر طول بازوي محرك در يك ماشين ساده را، بر طول بازوي مقاوم همان ماشين ساده تقسيم كنيم، مزيت مكانيكي بدست مي‌آيد:

 

 

                                         طول بازوي محرك ماشين مورد نظر

                                        ---------------------------------------------- = مزيت مكانيكي ماشين مورد نظر 

                                        طول بازوي مقاوم ماشين مورد نظر

بازده يا راندمان

     در هر وسيله، مي‌توان نسبت كار مفيد (كاري كه از ماشين به دست مي‌آيد) به كل انرژي ( يا كل كار: تمام كاري است كه به ماشين داده شده) داده شده به وسيله را، به عنوان يك عامل مهم در كيفيت آن وسيله در نظر گرفت. اين نسبت را راندمان يا بازده مي‌گويند.

 

                   كارمفيد (كار گرفته شده از ماشين)

              -------------------------------------------------- = بازده يا راندمان

              كل كار (كل انرژي داده شده به ماشين)

     مثلا" اگر كاري كه به يك ماشين داده‌ايم برابر 100 ژول باشد. و كارمفيدي كه از اين ماشين گرفته‌ايم برابر 65 ژول باشد. در اين صورت بازده يا راندمان ماشين ما برابر خواهد بود با:

 

                           65

             65/0 =----------

                         100

     يعني بازده ماشين 65 درصد است.(عدد به دست آمده را در عدد 100 ضرب مي‌كنيم) و 35 درصد از كل كار به صورت كار غيرمفيد (  به صورت نيرويي كه صرف غلبه بر مقاومت‌هاي گوناگون از جمله اصطكاك مي‌شود.) در آمده و به هدر رفته است.                                                                

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه 1386/07/10 و ساعت 23:29 |

ماشين‌هاي ساده: اهرم‌ها

     ابتدا تعريف چند اصطلاح:

     ماشين ساده چيست؟ به هر وسيله‌اي كه كار ما را ساده مي‌كند، يعني مي توانيم با آن كارمان را راحت‌تر و بي‌دردسرتر انجام دهيم ماشين ساده مي‌گويند. مانند قيچي، اهرم، قرقره، چرخ ومحور، گوه، سطح‌شيبدار، پيچ، ...

     اما براي اين كه از چگونگي كار اهرم‌ها ( قرقره و چرخ ومحور و گوه، سطح‌شيبدار، پيچ) سر در بياوريم لازم است چند اصطلاح را كه در اين زمينه كاربرد زياد دارد بدانيم با دانستن آن‌ها يادگيري اهرم ها و قرقره‌ها و .... آسان خواهد بود.

     نيروي محرك: نيروي است كه مي‌خواهد كار را انجام ‌دهد. اين نيرو مي‌تواند نيروي بازوي يك كارگر باشد، مي تواند نيروي يك پسربچه باشد، مي‌تواند نيروي يك ماشين باشد. مي‌تواند ... و آن را هميشه با حرف E نمايش مي‌دهند.

     نيروي مقاوم: نيرويي است كه مي‌خواهيم بر آن غلبه كنيم. يعني نيرويي كه در مقابل نيروي كار ايستادگي مي‌كند. اين نيرو مي‌تواند يك تخته سنگ باشد، مي تواند خروارها آهن قراضه باشد، مي‌تواند .... و با حرف R نمايش مي‌دهند.

     تكيه‌گاه: نقطه‌اي از اهرم است كه بر روي چيزي قرار مي‌گيرد و حول آن نقطه مي‌تواند حركت دوراني داشته باشد. با حرف F  نمايش مي‌دهند.

     بازوي محرك: فاصله نيروي محرك تا تكيه‌گاه را بازوي محرك گويند. با LE نمايش مي‌دهند. ( آن نقطه‌اي كه كارگر نيروي خود را بر اهرم وارد مي‌كند به عنوان نقطه‌اثر نيروي محرك محسوب مي‌شود)

     بازوي مقاوم: فاصله نيروي مقاوم تا تكيه‌گاه را بازوي مقاوم گويند. با LR نمايش مي‌دهند. ( آن نقطه‌اي كه چيزي يا سنگي يا باري يا ... بر اهرم اثر مي‌كند، نقطه اثر نيروي مقاوم است.)

حالا اين قوانين را به خاطر بسپاريم:

     1- اگر بازوي محرك و بازوي مقاوم (دريك اهرم يا در يك قرقره يا در يك چرخ‌ومحور يا ...) با هم برابر باشند،(LE=LR) اين ماشين علاوه بر اين كه نيروي ما را منتقل مي‌كند، نيروي ما را نيز تغيير جهت مي‌دهد. مثلا" در يك الاكلنگ كه تكيه‌گاه درست در وسط اهرم قرار دارد، نيروي ما را انتقال و تغيير جهت مي‌دهد. يعني وقتي كه به يك سر اهرم، به طرف پايين نيرو وارد مي‌كنيم، سر ديگر اهرم به طرف بالا حركت مي‌كند.

     2- اگر بازوي محرك بزرگ‌تر از بازوي مقاوم باشد،(LE>LR) ماشين در اين حالت علاوه بر انتقال نيرو با افزايش نيرو نيز به كمك مي‌كند؛ يعني با نيروي كمي مي‌توانيم نيروي مقاوم بزرگي را جابجا كنيم. مانند ديلم، چرخ دستي، ...

     3- اگر بازوي محرك كوچك‌تر از بازوي مقاوم باشد. (LR>LE)(يا بازوي مقاوم بزرگ‌تر از بازوي محرك باشد). در اين صورت ماشين علاوه بر انتقال نيرو با افزايش سرعت و مسافت اثر نيرو نيز به ما كمك مي‌كند. مانند جاروفراشي، ( در جاروفراشي يك سر جارو كه دست كارگر است سرعت و مسافت كمي را طي مي‌كند، اما سر ديگر كه جاروب مي‌كند هم سرعت بيشتري دارد و هم مسافت بيشتري را طي مي‌كند.)

 

حالا موارد فوق را به دقت از روي شكل‌ زير بررسي مي‌كنيم در اين صورت مطلب را به خوبي خواهيم آموخت.

 

نيروي محرك E                تكيه گاهF                  نيروي مقاومR

          E-------------------------------F-------------------------------R

          > .....بازوي محركLE ....< > ...بازوي مقاومLR .....<

                                                             

                          اهرم نوع اول كه در آن LE=LR

   براي اهرم‌ها، قرقره‌ها و چرخ و محور و ... رابطه زير هميشه صادق است:

 

نيروي محرك × بازوي محرك = نيروي مقاوم × بازوي مقاوماهرم نوع اول

   يعني:

LR×R LE =  ×  E

 

     براي حل مسئله‌هاي مربوط به اهرم‌ها و ... كافي است كه سه مورد داده شده را در فرمول (رابطه) فوق قرار دهيم و مورد چهارم را به دست آوريم. اگر نيرو را برحسب نيوتن و بازوها را برحسب متر در نظر بگيريم كار بدست آمده بر حسب ژول خواهد بود.

     اهرم فوق، اهرم نوع اول است چون تكيه‌گاه در بين نيروي محرك و نيروي مقاوم است.

     1- حالت اول: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه درست وسط نيروي محرك و نيروي مقاوم باشد. اهرم علاوه بر انتقال نيرو، نيرو را هم تغيير جهت مي‌دهد.

     2- حالت دوم: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه را به طرف نيروي مقاوم حركت دهيم، بازوي محرك بزرگ‌تر از بازوي مقاوم خواهد بود. در نتيجه اين اهرم، علاوه بر انتقال نيرو، با تغيير جهت، و افزايش نيرو به ما كمك مي‌كند. مانند؛ انبردست، سيم‌چين، قيچي فلزبري، ...

     3- حالت سوم: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه، نزديك نيروي محرك باشد، در اين صورت بازوي مقاوم بزرگ‌تر از بازوي محرك خواهد بود. در نتيجه، علاوه بر انتقال نيرو، تغيير جهت نيرو، با افزايش سرعت و مسافت اثر نيرو به ما كمك مي‌كند. مانند؛ قيچي كاغذبري، قيچي پارچه‌بري، ...

     اما در اهرم نوع دوم نيروي مقاوم بين تكيه‌گاه و نيروي محرك قرار دارد. يعني در يك سر اهرم، تكيه‌گاه و در سر ديگر اهرم، نيروي محرك قرار دارد. در اين نوع اهرم همواره بازوي محرك بزرگ‌تر از بازوي مقاوم خواهد بود. اما هرچه نيروي مقاوم، نزديك به تكيه گاه باشد بازوي محرك نسبت به بازوي مقاوم بزرگ‌تر خواهد بود. اين نوع اهرم، با انتقال نيرو، و افزايش نيرو به ما كمك مي‌كند. مانند چرخ دستي، فندق‌شكن،... 

     مثلا" در چرخ دستي هرچه بار به طرف چرخ نزديك‌تر باشد، بازوي محرك نسبت به بازوي مقاوم بزرگ‌تر خواهد بود. در نتيجه با نيروي محرك كمي، نيروي مقاوم زيادي را مي‌توانيم جابجا كنيم.   

 

 

   نيروي محرك E         نيروي مقاومR > ...... بازوي مقاومLR ...........<  تكيه‌گاه F

         E----------------------------------R-----------------------------------------F

          > .......................  بازوي محركLE  .............................<                                      

 اهرم نوع دوم

                             اهرم نوع دوم كه در آن LE>LR

 

     در اهرم نوع سوم، نيروي محرك بين تكيه‌گاه و نيروي مقاوم قرار دارد. يعني در يك سر اهرم تكيه‌گاه و در سر ديگر اهرم نيروي مقاوم قرار دارد. در اين نوع اهرم چون بازوي مقاوم بزرگ‌تر از بازوي محرك است، بنابراين اهرم نوع سوم علاوه بر انتقال نيرو، با افزايش سرعت و مسافت اثر نيرو به ما كمك مي كند. مانند جارو فراشي.

     در جارو فراشي نيروي محرك بين نيروي مقاوم و تكيه‌گاه است. يعني يك سر جارو كه در دست چپ كارگر قرار دارد، تكيه‌گاه محسوب مي‌شود. سر ديگر كه خاك را جاروب مي‌كند، نيروي مقاوم است و دست راست، نيروي محرك را وارد مي‌كند.

 

        > ..................  بازوي مقاوم LR ........................<      

نيروي مقاوم R             نيروي محرك E                       تكيه‌گاه F

       R------------------------------E-----------------------------------F

                                        > .... بازوي محرك LE .......<         

                        اهرم نوع سوم كه در آن LR>LE

 

     همه‌ي اين موارد بالا در مورد ماشين‌هايي كه اهرم نوع سوممانند اهرم‌ها (قرقره‌ها، چرخ‌و‌محور، گوه، سطح‌شيبدار، پيچ) عمل مي‌كنند صادق است. فقط مهم اين است كه ما جاي نيروي مقاوم، نيروي محرك، تكيه‌گاه و بازوها را بر روي اين ماشين‌ها به درستي مشخص كنيم. در آن صورت كار ما بسيار ساده خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه 1386/07/09 و ساعت 22:23 |

سفر فينيكس به مريخ

سفر فينيكس به مريخ (رسيدن به مريخ در 25 ماه مه 2008 ميلادي ساعت 4 بعدازظهر به وقت مريخ)  

  4 آگوست يا اوت 2007 ميلادي برابر با 13 مرداد 1386 خورشيدي

كاوش‌گر و آزمايشگاه چند منظوره (فينيكس مارس لندر) سفر ده ماهه  و 672 ميليون كيلومتري خود را به مقصد كره سرخ فام مريخ آغاز كرده است. فينيكس توسط لابراتوار دانشگاه آريزونا ساخته شده است. و قرار است در ماه مه سال  2008 (رسيدن به مريخ در 25 ماه مه 2008 ميلادي ساعت 4 بعدازظهر به وقت مريخ)    در قطب شمال كره مريخ فرود بيايد. ويژگي اصلي فينيكس  كه آن را از ديگر كاوشگرهاي مريخ‌نورد جدا مي‌كند اين است كه اين كاوشگر قرار است كه  سطح مريخ را سوراخ كند.

     پس از خروج ازجو زمين طي چند مرحله محموله موشك دلتا كه همان كاوشكر فينيكس است از آن جدا مي‌شود و به مسير خودش  به سوي مقصد يعني مريخ ادامه مي‌دهد. اين كاوشگر 325 ميليون دلاري با سرعت بيش از بيست هزار كيليومتر در ساعت(20000km/h) به مريخ نزذيك مي‌شود. 94 درصد از اين انرژي بسيار زياد، توسط عايق حرارتي سطح  تحتاني فينيكس گرفته، و باعث مي‌شود، دماي عايق حرارتي تا 1000 درجه سانتي‌گراد بالا برود. با باز شدن چتر مخصوص، سرعت كاوشگر به 1200 كيلومتر در ساعت(Km/h1200) كاهش مي‌يابد اين سرعت هم‌چنان براي فرود زياد است. چون جو  مريخ خيلي رقيق است نمي‌تواند از سرعت فينيكس كم كند. در اين لحظه است كه سه پاي فلزي مريخ نشين باز ميشود و فينيكس از چترآزاد مي‌شود، تنها لحظاتي پيش از برخورد فينيكس با سطح بتن مانند مريخ موشك‌هاي مخصوص روشن شده و به فينيكس شتاب معكوس مي‌دهد و باعث فرود نسبتا" آرام مي‌شوند. از اين لحظه ماموريت كاوشكر رسما" شروع مي‌شود.

     فينيكس بايد حدود 30 دقيقه صبر كند تا غبار به هوا خاسته، فرو بنشيند غبار مريخ مي‌تواند بانشستن بر روي صفحات خورشيدي مسئول توليد انرژي، راندمان توليد انرژي فينيكس  را كاهش بدهد. موقعيت قرار گرفتن صفحات خورشيدي هم از شرق به غرب است تا استفاده حداكثر از نور خورشيد راتضمين كند.  فينيكس چشمش كه يك دوربين بسيار قدرتمند رنگي است باز مي‌كند، و به اطراف نگاهي مي‌اندازد. يك ايستگاه هواشناسي پيشرفته هم اوضاع جوي را طي دوره ماموريت فينيكس، ثبت مي‌كند.

     اما قسمت اصلي دست نمونه‌بردار فينيكس است. اين دست بسيار ارزشمند از روز دوم يا سوم اقامت فينيكس در مريخ شروع به كار خواهد كرد. اين دست دو متر و سي‌وپنچ سانتي‌متر (35/2متر ) باز خواهد شد. تا نمونه‌برداري از خاك مريخ را آغاز كند. اول نمونه برداري از سطح مريخ انجام خواهد شد و بعد نوبت به سوراخ كردن مريخ تا عمق 50 سانتي‌متر، براي نمونه‌برداري از داخل كره سرخ فام.

     حالا زمان برگشتن به زمين است تا دانشمندان نمونه را بررسي كنند. ولي يك مشكل كوچك وجود دارد. و آن اين است كه فينيكس مكانيسمي براي برگشتن به زمين را ندارد. پس بايد چكار كرد؟ پاسخ در  آزمايشگاه مينياتوري ولي بسيار مجهز  و پيش‌رفته‌ي فينيكس نهفته است. نمونه‌هاي جمع آوري شده، به اين آزمايشگاه باز گردانده مي‌شوند. و تمام مشخصات آن‌ها، از جمله ساختار دقيق فيزيكي و شيميايي، مورد بررسي قرار ميگيرد. اين داده‌ها به زمين مخابره مي‌شوند تا مورد تجزيه و تحليل پژوهشگران قراربگيرد. پژوهشگران مشخص خواهند كرد كه آيا مريخ مي‌تواند محلي براي زندگي باشد و آيا تا به حال موجوداتي ملكولي در اين كره زندگي كرده‌اند يا خير.

     ساختار مريخ مي‌تواند به بالا بردن ميزان دانش بشر از چگونگي شكلگيري ديگر كرات هم كمك شاياني كند. فينيكس داده‌هاي زيادي را به زمين مخابره خواهد كرد. از سوي ديگر فينيكس يك دي‌وي‌دي را به مريخ يرده كه شامل مجموعه كاملي از تمام اطلاعات بشر از ابتدا تا كنون از كره سرخ فام مريخ است. بيش از  250 ميليون اسم ساكنان كره زمين هم بر روي اين دي‌وي‌دي ثبت شده است. و پيام‌هايي هم براي ساكنين آينده مريخ.

     اين دي‌وي‌دي از ماده‌اي مخصوص ساخته شده تا در برابر دماي حاد مريخ  مقاوم بماند. و مي‌تواند صدها سال سالم بماند. به اين ترتيب مي‌شود گفت در صورت موفقيت آميز بودن اين سفر بشر خواهد توانست بزودي اولين كتابخانه ديجيتالي را بر روي سطح مريخ ايجاد كند.

     فينيكس 55 كيلوگرم ابزار علمي همرا دارد.     

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:25 |

فرهنگ لغت علوم قسمت ن، و، ه، ي

268- نپتون: (Neptune) هشتمين سياره منظومه شمسي كه به گرد خورشيد در گردش است.

269- نفتالن: جسمي جامد، سفيدرنگ، بدبو كه براي حفاظت از پارچه‌هاي پشمي، قالي در مقابل حشراتي مانند بيد، به كار مي رود.

270- نظريه اتمي: نظريه‌اي كه ماده را تشكيل شده از اتم‌هاي مجزا مي‌داند و نخستين با به وسيله دالتون بيان شد.

271- نگاتيو: منفي

272- نوترون: ذره بسيار كوچكي در هسته‌ي اتم، كه بار الكتريكي ندارند.

273- نوكلئون: ذرات بنيادي به وجود آورنده‌ي هسته (پروتون و نوترون) را به طور كلي نوكلئون مي‌نامند.

274- نيرو: كششي كه برابر است با جرم ضرب در شتاب.

275- نيروي جاذبه: نيرويي كه اجسام را بع دليل وجود جرم‌شان جذب يكديگر مي‌كند.

276- ني‌چر: (Nature) طبيعي

277- نيمه عمر: در يك عنصر راديواكتيو، مدت زماني كه نصف اتم‌هاي راديواكتيو موجود تجزيه مي‌شود.

278- نيمه رسانا: موادي كه  از نظر رساناي جريان الكتريكي، حد واسط مواد رسانا و نارسانا هستند.

279- وات: (Watt) واحد توان الكتريكي. هر 1000 وات يك كيلووات است. وات از نام جيمزوات مخترع ماشين‌بخار گرفته شده است.

280- واريس: تورم سياه‌رگ‌ها، گشاد شدن دريچه‌هاي لانه كبوتري در سياه‌رگ‌هاي ساق‌پا.

281- واكنش شيميايي: فرايندي كه در آن عناصر يا تركيبات با هم واكنش مي‌كنند و تركيبات ديگري را به وجود مي‌آورند.

282- واكسيناسيون: (vaccination)مايه كوبي.

283- وانيل: گياهي خزنده، ساقه دراز و باريك، ميوه آن به شكل كيسه دراز و داراي ماده معطر است. با قلمه زياد شده و بعد از پنج سال ميوه مي‌دهد.

284- وريد: سياه‌رگ.

285- ولتاژ: جمع ولت، واحد فشار الكتريكي يا اختلاف‌پتانسيل الكتريكي.

286- هاگ: سلول تخم در گياهان و جانوران پست كه اگر در شرايط مناسب قرار گيرد توليد جاندار جديدي مي‌كند. بعضي از آن‌ها بيماري‌زا هستند.هاگ‌ها مي‌توانند مدت‌ها بدون غذا يا آب زنده بمانند. بعضي از آن‌ها اگر در آب بجوشانند، كشته نمي‌شوند.

287- هسته: بخش مركزي اتم.

288- هكتار: ده هزار مترمربع.

289- هم‌جوشي هسته‌اي: واكنش‌هاي هسته‌اي كه در آن‌ها هسته‌هاي دو يا چند اتم سبك درهم مي‌روند و هسته‌ي سنگين‌تري پديد مي‌آورند.

290- هموژن: مخلوط همگني كه با ميكروسكوپ هم نتوان اجزاء آن را تشخيص داد.

291- هموفيلي: بيماري خوني، ارثي، كه در آن خون به خوبي منعقد نمي شود (به علت كمبود پلاكت)

292- هموگلوبين: ماده قرمز رنگ گلبول‌هاي قرمز خون (قرمزي خون به خاطر آهن موجود در هموگلوبين است.)

293- هموليز: تجزيه گلبول‌هاي قرمز خون.

294- هولوگرام: تصوير سه بعدي كه به وسيله ليزر ايجاد مي‌گردد.

295- هيپوفيز: غده كوچكي كه در زير مغز و در داخل استخوان پروانه‌اي جمجمه قرار دارد.

296- هيدروالكتريك: توليد الكتريسيته از نيروي آب.

297- هيدروليك: حركت سيالات در طول لوله‌ها و ... تحت فشار.

298- هيدروسفر: نامي است كه دانشمندان به پوشش آب زمين اطلاق كرده‌اند و شامل درياها، اقيانوس‌ها،      درياچه‌ها، يخ‌هاي قطبي و ... مي‌شود.

299- يون: ذراتي كه بار الكتريكي مثبت يا منفي دارند. آنيون: يون منفي، كاتيون: يون مثبت.

300- يونيزاسيون: مطالعه در مورد خواص و كيفيت محلول‌هاي الكتروليت مانند اسيدها، بازها و نمك‌ها. و نيز واكنش شيميايي بين محلول نمك‌ها، اسيدها و بازها، انجام مي‌گيرد. ملكول‌هاي اسيد، باز و نمك وقتي كه در آب حل شوند تمام يا مقداري از آن‌ها به ذرات كوچكي موسوم به يون تجزيه شده و تفكيك مي‌شوند. و به دو يون مثبت و منفي تبديل مي‌شوند.

301- ياخته: واحد ساختماني تمام موجودات زنده، سلول.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:23 |

فرهنگ لغت علوم قسمت ل، م

235- لارو: مرحله‌ي جواني و نارسي در چرخه‌ي زندگي بسياري از جانوران. شكل ظاهري لارو معمولا" با جانور بالغ متفاوت است. لارو توانايي توليد مثل ندارد. مانند لارو حشرات.

236- لاكتوز: قند شير.

237- لوسمي: يا سرطان خون، كه در آن تعداد گلبول هاي سفيد خون به يكصدهزار در هر ميلي‌مترمكعب خون مي‌رسد و تعداد پلاكت‌ها كم مي‌شود. (نوع بد خيم آن)

238- ليزر: شعاع‌هاي نوري كه با هم در يك جهت حركت مي‌كنند.

239- ماده: هر چيزي كه داراي جرم است. آن‌چه كه در جهان وجود دارد.

240- مايه كوبي: يا تلقيح يا واكسيناسيون كه در آن زهر يا ميكروب ضعيف شده را به بدن فرد سالم تزريق مي‌كنند تا بدن در مقابل آن نوع بيماري پادتن ترشح كند.

241- مايل: (Mile) مقياس طول، مايل انگليسي 1609 متر و مايل دريايي 1853 متر است.

242- متدلوژي: روش تحقيق در علوم.

243- محلول: مايعي كه ماده‌اي در آن حل شده است.

244- مخمر: جاندار تك سلولي كه به طريقه جوانه زدن توليد مثل مي‌كند.

245- مركز ثقل: نقطه‌اي كه تمام نيروهاي وارد بر جسم از آن مي‌گذرند.

246- مرفولوژي: مطالعه شكل ظاهري جسم زنده، شكل‌شناسي.

247- مركوركرم: يكي از تركيبات جيوه، دارويي ضدعفوني كننده.

248- مريخ: يا بهرام (mars) چهارمين سياره خاكي كه به دور خورشيد در گردش است.

249- مزون: ذراتي كه جرم آن‌ها بين 270 تا 300 برابر جرم الكترون است و مي‌توانند بار الكتريكي مثبت يا منفي يا خنثي باشد.

250- مشتري: يا برجيس (Jupiter) پنجمين سياره گازي غول‌پيكر كه در اطراف خورشيد در گردش است.

251- مكانيك‌كوانتايي: موضوع بحث مكانيك كوانتايي چگونگي حركات و كنش‌‌هاي متقابل ذرات ابتدايي و قوانين جاري در جهان ذرات بي‌نهايت ريز است. نسبيت كه توسط انشتين پايه‌ريزي شد از كنش‌هاي متقابل ذراتي صحبت مي‌كند كه با سرعت نور در حركت است. مكانيك كوانتايي در زندگي روزمره و جهان متعارف ما جايي ندارد.

252- مكانيك‌نيوتوني: در دنياي اشياء متعارف همه چيز تابع قوانين مكانيك نيوتوني است با توجه به اين قوانين مي‌توان به دقت تمام نتيجه‌ي هر عملي را پيش‌بيني كرد با ثابت نگه‌داشتن شرايط اوليه معلوم شده از پيش، مقادير فيزيكي، نيرو، جهت حركت، جرم و مقاومت محيط مي‌توان مسيري را كه جسمي طي خواهد كرد و حتي زماني را كه به مقصد خواهد رسيد، دقيقا" پيش‌بيني نمود. پيروزي‌هاي فضايي انسان از شناخت دقيق مكانيك نيوتوني سرچشمه گرفته است.

253- ملكول: دو يا چند اتم يكسان يا متفاوت كه به هم متصل شده است.

254- موج الكترومغناطيس: موجي كه توسط ميدان‌هاي الكتريكي و مغناطيسي ارسال مي‌گردد و قادر است در فضا حركت كند. مانند نور، امواج‌راديويي.

255- مويرگ: رگ‌هاي خوني بسيار كوچكي كه ديواره نازك دارند، كه غذا و اكسيژن و مواد زايد و كربن‌دي‌اكسيد از ديواره آن‌ها عبور مي‌كند.

256- منظومه: به مجموعه ای از اجرام سنگین و سیاراتی گفته میشود که همگی به دور یک ستاره در حال گردشند.

257- مندليف: شيمي‌دان روسي كه در سال 1871 ميلادي عناصر را برحسب عدد اتمي طبقه بندي كرد كه به جدول مندليف (جدول تناوبي‌عناصر) معروف شد. وي در اين طبقه‌بندي جاي عناصري را كه هنوز كشف نشده بودند خالي گذاشت و حتي برخي از خواص فيزيكي و شيميايي آن‌ها را نيز پيش‌بيني كرد. بعد از اين‌كه عناصر پيش‌بيني شده كشف شد، صحت نظريه وي تاييد گرديد.

258- مننژيت: بيماريي كه باعث تورم و چرك كردن قسمت خاكستري مغز مي‌شود.

259- موتاسيون: جهش، تغيير ناگهاني در صفات و خصوصيات جانداري.

260- مونومر: تركيبي كه شامل زنجيره‌هاي كوتاه كربن است.

261- ميكروارگانيسم: موجود زنده‌اي كه جزء با ميكروسكوپ ديده نشود. يك ميكروارگانيسم معمولا" از يك سلول درست شده است.

262- ميزبان: جانداري كه انگل در درون يا روي سطح بدن آن زندگي مي‌كند.

263- ميكرو: كوچك.

264- ميكرون: يك هزارم ميلي‌متر.

265- ميكروبيولوژي: ميكروب شناسي.

266- ميليارد: هزار ميليون.

267- ميوه: هر آن‌چه كه دانه را در بر مي‌گيرد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:21 |

فرهنگ لغت علوم قسمت ك، گ

201- كاتد: قطب منفي پيل‌الكتريكي (باتري) يا قطبي كه در دستگاه‌هاي الكتروشيميايي الكترون به آن وارد مي‌شود.

202- كالري: (Calorie)واحد انرژي گرمايي، مقدار گرمايي است كه دماي يك گرم آب را يك درجه سانتي‌گراد بالا ببرد.

203- كاني: تركيباتي كه به صورت جامد، خالص هستند و حاصل فعاليت موجودات زنده نباشند.

204- كات‌كبود: سولفات مس.در رنگ‌رزي كاربرد دارد.

205- كارديا: ابتداي معده.

206- كاكائو: (Cacao) درختي گرمسيري، بلند تا 6 متر، در تمام سال گل مي‌دهد. دانه‌ها درون ميوه را خشك كرده و حرارت داده، برشته كرده، ساييده و همراه شير يا آب جوش مي‌خورند.

207- كرمك: كرم كوچك، آسكاريد، كه در روده انسان زندگي مي‌كند. طول آن يك سانتي‌متر. خارش مقعد از عوارض آن است.

208- كرم‌كدو: كرمي دراز (تا 12 متر) به شكل نوار كه در روده انسان زندگي مي‌كند. بدن بند‌بند دارد. از گوشت گاو يا خوك نپخته وارد روده مي‌شود.

209- كرومانيون: از نژاد‌هاي قديمي انسان كه دوره زندگي آن‌ها تا عصر حجر ادامه داشته و شباهت آن‌ها به انسان كنوني بيش از نژادهاي ديگر بوده است. آثار آن‌ها در سال 1868 ميلادي در ناحيه كرومانيون فرانسه به دست آمده است.

210- كريستال: بلور.

211- كسوف: خورشيدگرفتگي.

212- كشش سطحي: نيرويي كه سطح مايعات را منقبص مي‌كند.

213- كشسان: الاسيتيك يا مانند كش بودن.

214- كمپرس: دست‌مال آب گرم، دست‌مالي كه در آب گرم خيس كنند و روي بدن بگذارند.

215- كوارتز: سنگي بلوري كه شيشه و فولاد را خط مي‌اندازد. از كاني‌هاي اوليه.

216- كوانتم: كوچك‌ترين واحد مستقل انرژي كه به صورت جرياني از ذرات، به بيان دقيق‌تر به صورت بسته‌هاي انرژي است. (كوانتمي كه‌نور از آن ساخته ‌شده است، فوتون نيز ناميده مي‌شود) در تشعشعات الكترومغناطيسي.

217- كولن: واحد مقدار الكتريسيته.

218- كيلو: پيشوند به معني هزار.

219- كيلوگرم: هزارگرم.

220- كيلومتر: هزارمتر.

221- گاز: (Gaz) تور نازك، پارچه نازك تور مانند براي بستن زخم.

222- گازهاي نادر: گازهاي كه ميل تركيبي بسيار كم يا اصلا" ندارند.مانند هليوم، نئون، آرگون، كريپتون، گزنون، رادون.

223- گالوانومتر: دستگاهي براي اندازه گيري شدت جريان‌الكتريكي (جريان‌هاي ضعيف)

224- گرافيك: ترسيم، نمودار، نمايش دادن چيزي به وسيله نوشته يا خط.

225- گرامافون: دستگاهي براي ظاهر ساختن امواج صوت كه قبلا" بر روي صفحه ضبط شده است.

226- گرانيگاه: مركز ثقل.

227- گرانيت: سنگ خارا، سنگ آذرين دروني.

228- گشتاور: نيروي كه ادامه حركت جسم متحرك را سبب مي‌گردد و برابر است با جرم ضرب‌ در سرعت.

229- گل‌سنگ: گياهي كه از اجتماع جلبك و قارچ ساخته شده و زندگي همزيستي دارند. بر روي سنگ يا تنه درختان مي‌رويد.

230- گلوسيد: كربوهيدرات‌ها كه از سه عنصر كربن و هيدروژن و اكسيژن ساخته شده‌اند. قند و نشاسته و سلولز از كربوهيدرات‌ها هستند.

231- گلوكز: كوچك‌ترين ملكول گلوسيدها، كه قابل جذب شدن در بدن را دارد.

232- گليسيرين: مايعي بي‌رنگ، شيرين كه در كارخانه‌هاي صابون‌پزي توليد مي‌شود. در تهيه آب نبات چوبي و نرم كردن دست و صورت كاربرد دارد. و در صنعت براي ساختن ديناميت كاربرد دارد.

233- گوارش: شكستن ملكول‌هاي كربوهيدرات‌ها، چربي‌ها و پروتئين‌ها به وسيله آنزيم‌هاي دستگاه گوارش به ملكول‌هاي كوچك‌تر.

234- گونه: جانوران يا گيهاني كه ساختار يكساني دارند و مي‌توانند با هم آميزش و توليد مثل كند.

 

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:19 |

فرهنگ لغت علوم قسمت ف، ق

169- فاگوسيت: (ohagocyte) بيگانه خوار.

170- فاگوسيتوز: بيگانه خواري.

171- فارنهايت: (Fahrenheit) واحد درجه حرارت كه از نام فارنهايت فيزيكدان آلماني مبتكر اين درجه‌بندي گرفته شده. كه در آن نقطه انجماد آب 32 و نقطه جوش آن 212 درجه است.

172- فتوالكتريك: پديده‌اي كه در آن براثر تابيدن نور به يك جسم جريان الكتريكي ايجاد مي‌شود.

173- فتوگراف: عكاس، عكس‌بردار.

174- فتوگرافي: (photographie) عكس‌برداري.

175- فتوگرام: ورقه عكس.

176- فركانس: تعداد طول موج‌‌ها در يك ثانيه يا تعداد رفت و برگشت‌ها در يك ثانيه.

177- فرمي (fermi): قطر پروتون ده تريليونم سانتي‌متر است. اين قطر را واحد انتخاب كرده به افتخار فيزيكدان مشهور ايتاليايي انريكو فرمي آن را يك فرمي (Fermi) مي‌نامند. بزرگي هسته اتم‌هاي عناصر از 4/1 تا 9 فرمي تفاوت مي‌كند.

178- فرومغناطيس: موادي كه پس از قرار گرفتن در ميدان مغناطيسي خاصيت مغناطيسي قوي پيدا مي‌كنند و به مغناطيس تبديل مي‌شوند.

179- فسفر: عنصري است كه اگر با يون يا الكترون برخورد كند شغله‌ور مي‌گردد.

180- فسيل: آثار و بقاياي موجودات زنده قديمي.

181- فشارسنج: وسيله اندازه‌گيري فشار.

182- فلدسپات: سنگي بلوري از كاني‌هاي اوليه.

183- فلس: پولك، پلوك‌هاي روي پوست ماهي.

184- فلز: عناصري كه خواص غيرفلز ندارند. رسانا هستند، سطحي براق دارند، چكش‌خوراند.

185- فلزات قليايي: فلزاتي كه سبك‌تر از آب هستند و در كم‌تر از صد درجه ذوب مي‌شوند. مانند سديم، پتاسيم، ليتيم. (گروه اول جدول تناوبي عناصر)

186- فلوئورسانس: خاصيت موادي كه هرگاه اشعه‌ي نامرئي به آن‌ها برخورد كند اشعه‌ي مرئي ساطع مي‌كنند.

187- فونوگراف: (phonographe)دستگاه ضبط صوت. در سال 1827 ميلادي توسط اديسون اختراع شد.

188- فنومن: پديده، نمود، اثر طبيعي.

189- فوق‌هادي: ماده‌اي كه در درجه حرارت پايين (نزديك صفر مطلق) هيچ مقاومتي در برابر جريان الكتريكي ندارد.

190- فيبرين: ماده‌اي كه در پلاكت‌هاي خون وجود دارد و باعث لخته شدن خون مي‌گردد.

191- فيزيك: (physique) طبيعي، مادي، جسماني، و علمي كه در خصوص اجسام طبيعي بحث مي‌كند.

192- فيزيولوژي: (physiologie) علمي كه درباره‌ي طرز كار اعضاء و دستگاه‌هاي بدن جانوران و ارتباط آن‌ها با يكديگر بحث مي‌كند.

193- فيزيولوژيست: دانشمند آگاه به علم فيزيولوژي.

194- فيوز: وسيله‌اي كه در سر راه جريان الكتريكي قرار مي‌گيرد تا در مواقعي كه جريان زياد وارد مدار مي‌شود، جريان در مدار را قطع مي‌كند. تا از خطر آتش سوزي و سوختن قطعات ديگر جلوگيري نمايد.

195- قانون نسبت‌هاي چندگانه: وقتي كه دو عنصر با هم تركيب مي‌شوند هر عنصر با مقدار معيني با عنصر ديگر تركيب مي‌شود.

196- قانون نسبت‌هاي مشخص: يك ماده مركب معين از هر راهي كه تهيه شده باشد هميشه داراي تركيب درصد معيني از عنصرهاي تشكيل دهنده است.

197- قرنطينه: مكاني بهداشتي در مبادي ورودي هر كشور، كه در آن مسافران از نظر بيماري‌هاي ساري كنترل مي‌شوند.

198- قرنيه: بخش شفاف جلو چشم كه نور به آساني از آن عبور مي‌كند.

199- قولون: (Colon) روده بزرگ.

200- قهوه: درخت كوچكي كه برگ پهن و گل‌هاي سفيد دارد. هر ميوه آن دو دانه دارد، كه آن را روي آتش برشته كرده، ساييده و جوشانده آن را مي‌خورند.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:17 |

فرهنگ لغت علوم قسمت س، ش، ص، ض، ط،، ظ،، ع، غ

136- سازگاري: ويژگي‌هاي رفتاري يك جاندار كه بتواند در يك محيط جديد ادامه زندگي دهد.

137- سانتي: (centi) يك صدم از هر واحدي.

138- سانتي‌گرم: يك‌صدم گرم

139- سانتي‌متر: يك‌صدم متر.

140- سرخ‌رگ: يا شريان رگ‌هايي هستند كه خون را از قلب خارج و به اندام‌ها انتقال مي‌دهند. ديواره رگ ضخيم است.

141- سياه‌رگ: يا وريد رگ‌هايي هستند كه خون را از اندام‌ها به قلب انتقال مي‌دهند. ديواره رگ نازك است.

142- سرعت: مسافت طي شده در واحد زمان.

143- سلولز: (cellulose) ماده‌اي جامد، سفيدرنگ، بي‌بو، بي‌مزه، شبيه نشاسته، غيرمحلول در آب، در ساختمان سلول‌هاي گياهي وجود دارد. در معده انسان هضم نمي‌شود. در معده علفخواران به گلوكز تبديل مي‌شود.

144- سياتيك: (sciatique) بيماريي كه در اعصاب نخاعي ستون مهره‌ها و زانو اثر مي كند.

145- سي‌سي: (c c) علامت اختصاري سانتي‌مترمكعب.

146- سيفليس: (syphilis) بيماري دستگاه تناسلي.

147- سينوزيت: (sinusite) بيماريي كه در آن حفره‌هاي استخواني پيشاني و صورت چركين مي‌شود.

148- شباهنگ: ستاره صبح.

149- شكافت هسته‌اي: واكنش‌هاي هسته‌اي كه در آن‌ها هسته يك اتم سنگين شكسته شده و به اتم‌هاي سبك‌تر تبديل مي‌شود.

150- شتاب: تغيير سرعت در واحد زمان.

151- شكست نور: خم شدن نور در حين عبور از يك جسم شفاف.

152- شيميست: شيمي‌دان.

153- صفر مطلق: پايين‌ترين درجه ممكن كه برابر است با 16/273 درجه سانتي‌گراد.

154- طاعون: بيماري ساري خطرناك كه ميكروب آن در سال 1894 ميلادي كشف شد. در اروپا در اوايل قرن 14 ميلادي بيماري طاعون 25 ميليون نفر را از بين برد. و در سال 1664 ميلادي بار ديگر در اروپا شيوع يافت و تنها در لندن يكصد هزار نفر را از بين برد. موش‌ها به اين بيماري مبتلا مي‌شوند و به وسيله كك از موش به انسان منتقل مي‌گردد. اين بيماري واكسن دارد.

155- طحال: غده‌اي در طرف چپ و زير معده انسان، محل ذخيره گلبول‌هاي قرمز خون است.

156- طول موج: فاصله بين دو نوك مجاور هم در يك موج.

157- عدد اتمي: تعداد پروتون‌هاي هسته‌ي اتم يك عنصر.

158- عدد جرمي: مجموع تعداد پروتون‌ها و نوترون‌هاي هسته يك عنصر

159- عدد كوانتم اصلي: عددي كه شماره‌ي سطح اصلي انرژي را نشان مي‌دهد و معرف فاصله‌ي ابر الكتروني از هسته‌ي اتم است و با حرف n نشان داده مي‌شود. براي نشان دادن آن به جاي اعداد از حروف k l M … نيز استفاده مي‌شود.

160- عدد كوانتم فرعي يا سمتي: عددي كه معرف شكل اربيتال است و با حرف I مشخص مي‌شود. آن را با حروف s P d f  نشان مي‌دهند كه معادل 3 و 2 و 1 و 0 است.

161- عدد كوانتم مغناطيسي: عددي كه معرف جهت‌گيري ابر الكتروني در يك ميدان مغناطيسي خارجي است. آن را با حرفmI نشان مي‌دهند.

162- عدد كوانتم وضعي – اسپين: عددي كه معرف حركت وضعي الكترون است و آن را با ms نشان مي‌دهند.

163- عطارد: يا تير (Mercury) اولين سياره‌اي كه به دور خورشيد مي‌چرخد.

164- عصب: تارهاي عصبي كه پيام‌ها را بين مراكز عصبي و بقيه اندام‌ها نقل و انتقال مي‌دهند.

165- عقيم: نازا.

166- عنصر: ماده‌اي كه فقط از يك نوع اتم تشكيل شده است.

167- عنصر گازي: عنصري كه دردماهاي معمولي به شكل گاز است.

168- غيرفلز: عناصري كه خواص فلزي ندارند. نارسانا يا عايق هستند، سطحي كدر دارند، شكننده هستند.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه 1386/07/06 و ساعت 20:15 |

فرهنگ لغت علوم قسمت ج، چ، ح، خ، د، ذ، ر، ز، ژ

93- جابجايي: فاصله مستقيم بين دو نقطه. (مبداء و مقصد)

94- جرم: مقدار ماده موجود در هر جسم.

95- جرم اتمي: جرم  10 ×02/6 اتم از هر عنصر برحسب گرم.

96- جريان متناوب: نوعي جريان الكتريكي كه جهت حركتش تغيير مي‌كند.

97- جريان مستقيم: نوعي جريان الكتريكي كه فقط در يك جهت حركت مي‌كند.

98- جوهر شوره: اسيد نيتريك.

99- جوهر گوگرد: اسيد سولفوريك.

100- جوهر ليمو: اسيد سيتريك.

101- جوهر نمك: اسيد كلرئيدريك.

103- خسوف: ماه‌گرفتگي.

104- خواص: مشخصات هر عنصر يا ماده.

105- دسي‌گرم: يك دهم گرم.

106- دسي‌ليتر: يك دهم ليتر.

107- دسي‌متر: يك دهم متر.

108- دكاگرم: ده گرم.

109- دكاليتر: ده ليتر.

110- دكامتر: ده متر.

111- دكترين: نظريه، فكر، تز.

112- ديابت: بيماري قند.

113- دياپازون: وسيله دوشاخه‌اي كه براي آزمايش امواج صوتي به كار مي‌رود. فركانس آن 100 هرتز است.

114- ديامغناطيس: موادي كه داراي خاصيت مغناطيسي نيستند و هرگاه در ميدان مغناطيسي قوي قرار گيرند عمود بر خطوط ميدان مغناطيسي قرار مي‌گيرند. (يعني مغناطيسي نمي‌شود)

115- ديرين‌شناسي: فسيل‌شناسي، پالئونتولوژي.

116- ديفتري: بيماري ساري كه در گلو ظاهر مي شود.

117- ديناميت: (Dynamite)ماده قابل انفجار كه از تركيب نيتروگليسرين با مواد ديگر بدست مي‌آيد. مخترع آن با فروش فرمول تهيه آن ميلياردها دلار بدست آورد.

118- ديناميك: (Dynamique) علم حركت اجسام بر اثر نيرو.

119- ذوب: تبديل جامد به مايع.

120- ذره‌بين: يك نمونه عدسي محدب.

121- راشي‌تيسم: (Rachitisme) بيماري نرمي استخوان بر اثر كمبود ويتامين D.

122- راكتور: دستگاهي كه در آن انرژي حاصل از شكافت هسته‌اي به انرژي الكتريكي تبديل مي‌شود.

123- راديواكتيو: خارج شدن تشعشعات گوناگون از هسته‌هاي ناپايدار.

124- راديولوژي: عكاسي با اشعه ايكس.

125- راندمان: (Rendement) كاركرد، بازده.

126- رماتيسم: درد مفاصل كه بر اثر رسوب اوره در مفاصل يا اندام‌هاي ديگر به وجود مي‌آيد.

127- روغن ماهي: روغني كه از جگر يك نوع ماهي مي‌گيرند. داراي ويتامين A و D است.

128- زاج سبز: سولفات آهن.

129- زاج سفيد: سولفات پتاسيم و آلومين (اكسيد آلومينيوم) به فرمول:AL2O3 + SO4K2  

130- زردچوبه: گياهي كه داراي ساقه زيرزميني كه غده‌هايي دارد با ساييدن آن زردچوبه بدست مي‌آيد. براي بدن مخصوصا" كبد ضرر دارد.

131- زحل: يا كيوان (Saturn)  ششمين سياره كه به گرد خورشيد در گردش است و دور آن يك حلقه گازي وجود دارد و قمر معروف تيتان را دارد.

132- زمين: (  Earth)سومين سياره‌اي كه به دور خورشيد در گردش است.

133- زهره: يا ونوس (Venus) دومين سياره‌اي كه به گرد خورشيد مي‌چرخد.

134- ژول: واحد مقدار انرژي كه برابر  كالري.

135- ژنراتور: (Generateur) مولد، توليد كننده جريان الكتريكي.