|
|
مغناطيس يا آهن ربا، معمولا" از آهن يا فولاد ساخته شده است. تكههاي فلزات، از قبيل ميخهاي كوچك و سنجاق به آهنربا مي چسبند؛ درست مثل اين كه چسب آنها را به هم چسبانده باشد. و نيز سنگهايي هم وجود دارند كه خاصيت مغناطيسي دارند.
بيش از دو هزار سال پيش، يونانيها سنگهايي را ميشناختند كه همين نيروي شگرف را داشتند. بيشتر اين سنگها از ناحيه "مغناطيسا" بدست ميآمد؛ از اين رو اين سنگها را مغناطيس ميگفتند، يعني منسوب به مغناطيسا. مردمي كه در اين ناحيه ميزيستند، ميدانستند كه اين سنگها را اگر به نخي ببندند، و بگذارند آزادانه نوسان( رفت و برگشت) كنند؛ همواره رو به يك سمت ميايستند.
چينيها هم اين سنگها را ميشناختند؛ و خاصيت آنها را ميدانستند و از آنها براي راهنمايي كساني كه به سفرهاي دور و درازي ميرفتند، استفاده ميكردند ؛ و به همين دليل به اين سنگها، سنگهاي راهنما ميگفتند. مغناطيس نيز مانند سنگ راهنما، اگر بتواند آزادانه نوسان كند، هميشه به سمت شمال و جنوب ميايستد. به همين جهت، دو انتهاي يك مغناطيس را قطب شمال و قطب جنوب مينامند.
اگر بخواهيد قطبهاي شمال دو مغناطيس را به هم نزديك كنيد احساس ميكنيد كه نيرويي آن دو را از يكد يگر دور ميسازد. همين طور قطبهاي جنوب دو مغناطيس نيز يكد يگر را دفع مي كنند.
اما اگر قطب شمال يك مغناطيس را، به قطب جنوب مغناطيس ديگر نزديك كنيد، ميبينيد كه دومغناطيس به سمت هم كشيده ميشوند.قطبهاي شمال و جنوب مغناطيس همد يگر را جذب مي كنند.
تمام مغناطيسها همين طور هستند؛ بنابراين ميگو ييم قطبهاي همنام يا همانند، يكديگر را دفع ميكنند، و قطبهاي غير همنام يا متفاوت يكديگررا جذب ميكنند.
ميدانيد كه همهي چيزها از اتم ساخته شدهاند و هر اتمي مانند يك مغناطيس كوچك است. اگر آهنربايي را روي سطح تكهي آهن يا فولادي بكشيم؛ اتمهاي آن تكه آهن يا فولاد، در پي هم قرار مي گيرند و در نتيجه خاصيت مغناطيسي هر اتم به خاصيت مغناطيس اتم ديگر اضافه ميشود و همه با هم يك مغناطيس قوي بوجود ميآورند؛ و ميبينيم كه تكهي آهن يا فولاد ما خاصيت مغناطيسي پيدا كرده است.
اگر به دور يك ميلهي آهني يا فولادي، سيمي كه جريان برق از آن ميگذرد بپيچيم؛ باز اين خاصيت در آن پيدا ميشود. در اين حال گوييم كه ميلهي آهني خاصيت الكترو مغناطيسي يعني مغناطيس برقي( آهنرباي الكتريكي ) پيدا كرده است. به مغناطيسهاي برقي، ميتوانيم چيزهاي فلزي سنگين وزن را از زمين بلند كنيم. وقتي كه جريان برق مغناطيس برقي را قطع كنيم، خاصيت مغناطيسي آن هم از ميان ميرود؛ بنابراين شئ فلزي، رها ميشود. از اين نوع مغناطيس، براي انتقال اتومبيلهاي فرسوده و از كار افتاده استفاده ميكنند.
شما حتما" قطب نما ديدهايد. مسافران و جهانگردان از قطب نما براي يافتن جهت استفاده ميكنند. زيرا نوك عقربهي قطب نما هميشه به سمت شمال ميايستد. عقربهي قطب نما چيزي جز يك مغناطيس كوچك و ظريف نيست كه به آزادي ميتواند نوسان كند. هيچ ميدانيد چرا مغناطيس هميشه جهت شمال و جنوب را نشان ميدهد؟ براي اينكه زمين خود يك مغناطيس بزرگ است، كه به دور محوري كه از قطب شمال وقطب جنوب آن ميگذرد، ميگردد. درست مثل اين است كه يك ميلهي مغناطيسي بزرگ در امتداد قطبهاي آن، در طول اين محور، وجود داشته باشد. خاصيت مغناطيسي زمين، به علت سنگهاي آهن و نيكل است كه در درون زمين هست.
اما مغناطيس زمين گردش مختصري دارد؛ مثل اين است كه آن ميلهي مغناطيسي خيالي كه در امتداد دو قطب زمين قرار دارد، جهت خود را تغيير ميدهد؛ امروزه دانشمندان، مي دانند كه مركز زمين به قدري داغ است كه هر فلزي ( آهن و نيكل )در آنجا ذوب ميشود، و به صورت مايع در مي آيد و همواره در حركت و جابجايي است. 
بسياري از ستارگان هم مانند زمين داراي خاصيت مغناطيسي هستند. بعد از هر چند سالي، تعدادي لكههاي تيره رنگ در روي خورشيد پديدار ميشوند، اگر از پشت عينك سياهي به خورشيد نگاه كنيم، ميتوانيم اين لكهها را ببينيم. اما بايد به ياد داشته باشيد كه هرگز بدون عينك به خورشيد نگاه نكنيد، زيرا اشعهي خورشيد به چشم شما آسيب ميرسانند.
دانشمندان، با آزمايش نوري كه از اتمهاي نزديك لكههاي خورشيد پخش ميشود، دانستهاند كه اين اتمها تحت تأثير خاصيت مغناطيسي قرار گرفتهاند. اگر اتمها و مولكولها را نزديك يك مغناطيس قوي بگذاريم چيزهاي بسياري مي توانيم در بارهي آنها بفهميم.
امروزه ، با استفاده از موشكها و ماهوارهها، به بررسي مغناطيس ديگر سيارات ميپردازند. حتي در خارج از فضاي ما نيز، نيروهاي مغناطيسي وجود دارد.





